اکبر مومنی راد؛ حدید قهرمانی تولابی
چکیده
هدف این مطالعه نظاممند، بررسی تأثیر فناوری واقعیت افزوده بر مهارت حل مسئله در دانشآموزان و تعیین چگونگی کمک این فناوری به بهبود توانایی آنها در حل مسائل پیچیده بوده است. برای دستیابی به این هدف، یک جستجوی گسترده در پایگاههای علمی معتبر اسکوپوس و وب آف ساینس انجام گرفت و بر اساس پروتکلهای دقیق ورود و خروج، ۹ مقاله مرتبط انتخاب ...
بیشتر
هدف این مطالعه نظاممند، بررسی تأثیر فناوری واقعیت افزوده بر مهارت حل مسئله در دانشآموزان و تعیین چگونگی کمک این فناوری به بهبود توانایی آنها در حل مسائل پیچیده بوده است. برای دستیابی به این هدف، یک جستجوی گسترده در پایگاههای علمی معتبر اسکوپوس و وب آف ساینس انجام گرفت و بر اساس پروتکلهای دقیق ورود و خروج، ۹ مقاله مرتبط انتخاب و مورد تحلیل جامع قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل نشان داد که واقعیت افزوده تأثیر مثبتی بر یادگیری دانشآموزان دارد؛ به طور مشخص، این فناوری به بهبود درک مفاهیم، تقویت تفکر انتقادی، افزایش انگیزه یادگیری و ارتقای عملکرد حل مسئله کمک میکند. واقعیت افزوده با ایجاد محیطهای یادگیری تعاملی و جذاب، یادگیری فعال و مشارکتی را تسهیل میکند، هرچند چالشهایی مانند محدودیتهای فنی و نیاز به آموزش معلمان نیز شناسایی شدند. با توجه به این یافتهها، استفاده از واقعیت افزوده به عنوان یک ابزار نوآورانه و قدرتمند آموزشی، میتواند تحولی چشمگیر در فرآیند یادگیری و ارتقای مهارتهای حل مسئله دانشآموزان ایجاد کند و بنابراین، بهکارگیری این فناوری در محیطهای آموزشی توصیه میشود.
اکبر مومنی راد؛ مریم پورجمشیدی؛ جواد افشار
چکیده
هدف از این پژوهش انجام فراتحلیلی بر مطالعات انجام شده در زمینة تاثیر یادگیری معکوس بر درگیرسازی و انگیزه تحصیلی یادگیرندگان بود. از بین پژوهش های انجام شده، 16 مطالعه وارد تحلیل شدند. مطالعاتی که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفتند، از طریق سایت مرکز اسناد و مدارک علمی ایران (مرکز پایان نامههای ایران)، و همچنین از طریق سایتهای ...
بیشتر
هدف از این پژوهش انجام فراتحلیلی بر مطالعات انجام شده در زمینة تاثیر یادگیری معکوس بر درگیرسازی و انگیزه تحصیلی یادگیرندگان بود. از بین پژوهش های انجام شده، 16 مطالعه وارد تحلیل شدند. مطالعاتی که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفتند، از طریق سایت مرکز اسناد و مدارک علمی ایران (مرکز پایان نامههای ایران)، و همچنین از طریق سایتهای اینترنتی جهاد دانشگاهی، مگایران، ابسکو، ساینسدایرکت، سیج، جیاستور، امرالد، اسپرینگر و وایلی-بلکول گردآوری شدند. پس از بررسی ملاکهای ورود و خروج مطالعات، دادهها با استفاده از نرم افزار Meta-analysis مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان داد یادگیری معکوس بر انگیزه تحصیلی یادگیرندگان تأثیر معناداری دارد (اندازه اثر 157/0). همچنین یادگیری معکوس بر درگیرسازی یادگیرندگان تأثیر معناداری دارد (اندازه اثر 123/0). به طور کلی میتوان گفت یادگیری معکوس منجر به افزایش درگیرسازی و انگیزه تحصیلی یادگیرندگان میشود.به طور کلی میتوان گفت یادگیری معکوس منجر به افزایش درگیرسازی و انگیزه تحصیلی یادگیرندگان میشود.به طور کلی میتوان گفت یادگیری معکوس منجر به افزایش درگیرسازی و انگیزه تحصیلی یادگیرندگان میشود.
اکبر مومنی راد؛ اکرم سلیمی روش
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر محتوای الکترونیکی تولید شده توسط دانشآموزان بر انگیزش و بازدههای یادگیری سطح بالا در دوره اول متوسطه، در درس علوم انجام گرفت. روش پژوهش شبه تجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه هفتم که در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بودند. روش نمونهگیری ...
بیشتر
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر محتوای الکترونیکی تولید شده توسط دانشآموزان بر انگیزش و بازدههای یادگیری سطح بالا در دوره اول متوسطه، در درس علوم انجام گرفت. روش پژوهش شبه تجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه هفتم که در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بودند. روش نمونهگیری خوشهای تصادفی ساده، حجم نمونه به تعداد 58 نفر (29 نفر در گروه آزمایش و 29 نفر در گروه کنترل) بود. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر و آزمون محقق ساخته بازدههای یادگیری سطح بالا استفاده شد. گروه آزمایش با استفاده از نرم افزار پاورپوینت، محتوای درسی را به صورت دیجیتال تولید کردند. گروه کنترل به شیوه متداول و سخنرانی آموزش دیدند. در تجزیهوتحلیل پژوهش، از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، جدول و نمودار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس، آزمون لون و کولموگروف اسمیرنوف) استفاده شد. نتایج نشان داد در فرضیه اصلی اول یعنی تأثیر محتوای الکترونیکی تولیدشده توسط دانش آموزان بر انگیزش آنها (p=0/40) تفاوت معنیداری بین گروه گواه و آزمایش در انگیزش (درونی و بیرونی) وجود ندارد. در فرضیه اصلی دوم یعنی تأثیر محتوای الکترونیکی تولید شده توسط دانش آموزان بر بازدههای یادگیری سطح بالای آنها (p<0/05) تفاوت معنیداری بین بازدههای یادگیری سطح بالا در دو گروه آزمایش و گواه نشان داد. به طورکلی میتوان نتیجه گرفت که درگیر کردن یادگیرندگان در تولید محتوای الکترونیکی باعث افزایش بازدههای یادگیری سطح بالای آنها میشود.