رحیم مرادی؛ مریم رجبیان ده زیره
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تجارب و دیدگاههای اعضای اعضای هیئتعلمی در استفاده از چتباتهای هوشمند بهعنوان دستیار مجازی در پاسخگویی به سؤالهای دانشجویان در دورههای تلفیقی به روش کیفی و با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. از روش تحلیل مضمون یا تحلیل تماتیک برای تحلیل دادههای پژوهش استفاده شد. مشارکتکنندگان بالقوه ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تجارب و دیدگاههای اعضای اعضای هیئتعلمی در استفاده از چتباتهای هوشمند بهعنوان دستیار مجازی در پاسخگویی به سؤالهای دانشجویان در دورههای تلفیقی به روش کیفی و با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. از روش تحلیل مضمون یا تحلیل تماتیک برای تحلیل دادههای پژوهش استفاده شد. مشارکتکنندگان بالقوه پژوهش شامل کلیه اعضای هیئتعلمی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی با تخصص تکنولوژی آموزشی، آموزش از راه دور و فناوری اطلاع رسانی در آموزش عالی بود که تجربه تدریس در دورههای تلفیقی داشته و از فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی مانند چتباتها استفاده کردهاند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و معیاری و براساس قاعده اشباع نظری تعداد 18 نفر از اعضای هیئتعلمی دانشگاههای تهران، علامه طباطبائی، شهید بهشتی، تربیت مدرس، شهید رجایی، پیام نور، بوعلی سینا و اراک بهعنوان نمونه آماری انتخاب و اشباع نظری حاصل شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل تماتیک کدگذاری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تجربه زیسته اعضای هیئتعلمی در قالب 22 مضمون پایه و 10 مضمون سازماندهنده تعریف میشود. براساس یافتههای پژوهش مضامین پایه عبارتند از: 1. تاثیر چتباتها بر کارایی تدریس ، 2 نگرانیهای امنیتی و حریم خصوصی ، 3. اعتماد به فناوری ، 4. استفاده از چتباتها در دورههای آنلاین 6. اثرات چتباتها بر تعاملات انسانی ، 7.آموزش و توانمندی استادان برای استفاده از چتباتها ، 9. چالشها و محدودیتها در استفاده از چتباتها و 10. مزایای چتباتها برای استادان .
مریم رجبیان ده زیره؛ محمد رضا نیلی احمدآبادی
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه میزان دانش عصب شناسی با رفتارهای یادگیری، عملکرد یادگیری و تفکر سطح بالا در دانشجویان می باشد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی می باشد که 100 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه میزان دانش عصب شناسی با رفتارهای یادگیری، عملکرد یادگیری و تفکر سطح بالا در دانشجویان می باشد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی می باشد که 100 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه دانش عصب شناسی هوکولانو-هوزل (2002)، رفتارهای یادگیری مک درموت و همکاران (1999)، عملکرد یادگیری یانگ، کلمز و مورفی (2003) و تفکر سطح بالا سرمد و همکاران (1390) می باشد. یافته های پژوهش نشان داد بین دانش عصب شناسی با رفتارهای یادگیری رابطه منفی و معنی دار وجود دارد. بین دانش عصب شناسی با عملکرد یادگیری رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بین دانش عصب شناسی با تفکر سطح بالا رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. نتایج نشان داد بین دانش عصب شناسی با رفتارهای یادگیری، عملکرد یادگیری و تفکر سطح بالا در دانشجویان رایطه وجود دارد. با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می شود که می توان با برگزاری دوره های آموزشی و تهیه پکیج های آموزشی دانش عصب شناسی دانشجویان را افزایش داد.
مریم رجبیان ده زیره؛ حمید رضا مقامی؛ صلاح اسمعیلی گوجار؛ سکینه شریفاتی
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر واقعیت افزوده آموزشی بر یادگیری مادامالعمر و عملکرد یادگیری دانشآموزان است. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشآموزان دوم دبیرستان شهر تهران در سال تحصیلی 97-96 میباشند که 60 نفر از آنها (30 نفر گروه آزمایش) و (30 نفر گروه کنترل) ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر واقعیت افزوده آموزشی بر یادگیری مادامالعمر و عملکرد یادگیری دانشآموزان است. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشآموزان دوم دبیرستان شهر تهران در سال تحصیلی 97-96 میباشند که 60 نفر از آنها (30 نفر گروه آزمایش) و (30 نفر گروه کنترل) با روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. گروه آزمایش با استفاده از واقعیت افزوده و گروه کنترل به روش سنتی در شش جلسه یکساعته آموزش دیدند. پیشآزمون –پسآزمون دو گروه با استفاده از پرسشنامه اجرا شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه یادگیری مادامالعمر وتزل (2010) و عملکرد یادگیری مهدی پور (1393) بودند. یافتههای پژوهش نشان داد در متغیر عملکرد یادگیری و متغیر یادگیری مادامالعمر تفاوت معنیداری بین دو گروه آزمایش و کنترل وجود داشت (P<0.001). در مؤلفههای یادگیری مادامالعمر (باورهای مرتبط با یادگیری و انگیزش، مهارت جستوجوی اطلاعات، توجه به صلاحیتهای فردی) تفاوت معنیداری بین دو گروه آزمایش و کنترل وجود داشت (P<0.001). بهطور کلی نتایج نشان داد استفاده از واقعیت افزوده آموزشی بر یادگیری مادامالعمر و عملکرد یادگیری دانش آموزان و همچنین مؤلفههای یادگیری مادامالعمر تأثیر دارد و باعث افزایش یادگیری مادامالعمر و بهبود عملکرد یادگیری در دانش آموزان میشود. پیشنهاد میشود که از واقعیت افزوده آموزشی در آموزش دروس مختلف و پایه های مختلف استفاده شود.