مقاله پژوهشی
سید محمود زنجیرچی؛ هاجر سلیمانیزاده؛ مهران ضیائیان
چکیده
صنعت 4.0 به عنوان انقلاب صنعتی چهارم، تحولی عمیق در روشهای تولید و مدیریت فرآیندها ایجاد کرده است. صنعت 4.0 به برقراری ارتباط میان دنیای فیزیکی و دیجیتال، تمرکززدایی فرآیندهای کسب و کار، هوشمندسازی و بهینهسازی فرآیندهای تولید محصول و ارائه خدمات، با استفاده از فناوریهای پیشرفتهای از جمله اینترنت اشیاء، بلاکچین وسیستمهای ...
بیشتر
صنعت 4.0 به عنوان انقلاب صنعتی چهارم، تحولی عمیق در روشهای تولید و مدیریت فرآیندها ایجاد کرده است. صنعت 4.0 به برقراری ارتباط میان دنیای فیزیکی و دیجیتال، تمرکززدایی فرآیندهای کسب و کار، هوشمندسازی و بهینهسازی فرآیندهای تولید محصول و ارائه خدمات، با استفاده از فناوریهای پیشرفتهای از جمله اینترنت اشیاء، بلاکچین وسیستمهای سایبر- فیزیکی اشاره دارد. هدف از انجام این پژوهش شناسایی و اولویتبندی فناوریهای صنعت 4.0 اثرگذار بر کیفیت آموزش است. در پژوهش حاضر ابتدا 8 معیار انتخاب فناوریهای صنعت 4.0 شامل مقرون به صرفه بودن، تناسب با نیازهای آموزشی، سهولت استفاده و یادگیری، سازگاری، امنیت، تعهد به کیفیت، تناسب با فرهنگ سازمانی و پایداری و قابلیت ارتقاء بر اساس مرور ادبیات شناسایی شدند. در ادامه از رویکرد دلفی فازی به منظور تأیید یا رد هشت معیار شناسایی شده، استفاده گردید. علاوه بر تأیید هشت معیار نام برده شده، دو معیار مصرف انرژی و انتشار کربن و انطباق با ملاحظات اخلاقی و قانونی به هشت معیار شناسایی شده توسط خبرگان اضافه شد. خبرگان این پژوهش معلمان و اساتید دانشگاهی اصفهان بوده که با استفاده از روش نمونهگیری گلوله برفی تعداد 27 نفر انتخاب شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که فناوری محاسبات ابری، اینترنت اشیاء و هوش مصنوعی و یادگیری ماشین به عنوان سه فناوری برتر در میان فناوریهای صنعت 4.0 بر کیفیت آموزش اثرگذار هستند.
مقاله پژوهشی
نورا درجزینی؛ محمد حسین ضرغامی؛ رضا قربان جهرمی؛ لیلا شوبیری
چکیده
این مطالعه به بررسی ساختار عوامل نهفته واژگانی و نحوی در پاسخ به سوالات درک مطلب انگلیسی با استفاده از تکنیکهای یادگیری ماشین بدون نظارت میپردازد. طرح تحقیق مدلسازی کمی در قالب طرح علی- مقایسهای است. داده ها از 360 زبان آموز که انگلیسی زبان دوم آنها به شمار میرود و از طریق پاسخهای کتبی و شفاهی آنها به سؤالات درک مطلب جمعآوری ...
بیشتر
این مطالعه به بررسی ساختار عوامل نهفته واژگانی و نحوی در پاسخ به سوالات درک مطلب انگلیسی با استفاده از تکنیکهای یادگیری ماشین بدون نظارت میپردازد. طرح تحقیق مدلسازی کمی در قالب طرح علی- مقایسهای است. داده ها از 360 زبان آموز که انگلیسی زبان دوم آنها به شمار میرود و از طریق پاسخهای کتبی و شفاهی آنها به سؤالات درک مطلب جمعآوری شد. در مجموع 260 ویژگی واژگانی و نحوی از داده ها استخراج شد. چهار عامل برای دادههای شفاهی و چهار عامل برای دادههای کتبی شناسایی شد که بیش از 50 درصد از واریانس نمرات درک مطلب را توضیح میدهند. عوامل به شرح زیر نامگذاری و تفسیر شدند. برای دادههای مربوط به پاسخهای شفاهی: عامل اول پیچیدگی دستوری، عامل دوم، پیچیدگی واژگانی، عامل سوم ویژگی و تشابه کلمات و عامل چهارم تنوع واژگانی. چهار عامل دادههای مربوط به پاسخهای کتبی عبارتند از: عامل 1، پیچیدگی دستوری، عامل 2 تنوع واژگان، عامل 3 پیچیدگی بند، و عامل 4 اختصاصی بودن کلمه. تحلیل رگرسیون چندگانه در پیشبینی درک مطلب بر اساس عوامل کشف شده نشان داد که عامل سوم (ویژگی و تشابه کلمات) تنها پیشبینیکننده معنادار درک مطلب در دادههای شفاهی بود، در حالی که عوامل 1 (پیچیدگی دستوری)، 3 (پیچیدگی بند) و 4 (اختصاصی بودن کلمه) به طور معناداری درک مطلب را در دادههای نوشتاری پیشبینی کردند. این یافتهها نشان داد که استفاده از کلمات خاص و مشابه با درک خواندن بالاتر در پاسخهای شفاهی و نوشتاری همراه است، در حالی که پیچیدگی دستوری و تنوع واژگان بسته به نحوه پاسخ، روابط متفاوتی با درک مطلب دارند. این مطالعه بینشهای ارزشمندی را در مورد عوامل زمینهای که به درک مطلب در زبانآموزان که انگلیسی زبان دوم آنها است، کمک میکند و دستاوردهایی در توسعه روشهای آموزش خواندن و ارزیابی مؤثرتر دارد.
مقاله پژوهشی
رویا داودی شاندیز؛ معصومه السادات ابطحی؛ حمید رضا مقامی؛ مهدی عاشوری
چکیده
در این تحقیق، به بررسی تأثیر یادگیری هوش مصنوعی بر مهارتهای حل مسئله، تفکر انتقادی، خلاقیت و هویت در کودکان ۷ تا ۱۲ سال پرداخته شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحقیق تجربی و طراحی شبهتجربی انجام شد. جامعه آماری شامل کودکان ۷ تا ۱۲ سال در مدارس ابتدایی منطقهای خاص بود. برای جمعآوری دادهها از ابزارهای مختلف از جمله پرسشنامههای ...
بیشتر
در این تحقیق، به بررسی تأثیر یادگیری هوش مصنوعی بر مهارتهای حل مسئله، تفکر انتقادی، خلاقیت و هویت در کودکان ۷ تا ۱۲ سال پرداخته شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحقیق تجربی و طراحی شبهتجربی انجام شد. جامعه آماری شامل کودکان ۷ تا ۱۲ سال در مدارس ابتدایی منطقهای خاص بود. برای جمعآوری دادهها از ابزارهای مختلف از جمله پرسشنامههای استاندارد، آزمونهای تحلیلی و مصاحبههای نیمهساختاریافته استفاده شد. همچنین، یک برنامه آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل برنامه آموزشی سنتی را دریافت کرد. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی به طور معناداری بر مهارتهای حل مسئله، تفکر انتقادی و خلاقیت کودکان تأثیر مثبت داشته است. همچنین، کودکان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از هویت قویتری برخوردار بودند. این یافتهها نشان میدهد که یادگیری هوش مصنوعی میتواند بهبود قابل توجهی در این مهارتها و جنبههای هویتی کودکان ایجاد کند. بر اساس نتایج تحقیق، پیشنهاد میشود که برنامههای آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی بهطور گستردهتری در مدارس و محیطهای آموزشی مورد استفاده قرار گیرد تا از مزایای آن بهرهمند شوند.
مقاله پژوهشی
فاطمه کلاری؛ رضامراد صحرایی
چکیده
این پژوهش به بررسی میزان یادگیری واژگان از طریق خواندن درک مطلبمحور داستانهای کوتاه و آموزش مستقیم پرداخته است. به این منظور، 30 فارسیآموز مرد و زن با نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه 15 نفره تقسیم شدند. به هر دو گروه یک داستان کوتاه داده شد که دارای 10 واژه جدید بود. در یک گروه فارسیآموزان داستان را با هدف ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی میزان یادگیری واژگان از طریق خواندن درک مطلبمحور داستانهای کوتاه و آموزش مستقیم پرداخته است. به این منظور، 30 فارسیآموز مرد و زن با نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه 15 نفره تقسیم شدند. به هر دو گروه یک داستان کوتاه داده شد که دارای 10 واژه جدید بود. در یک گروه فارسیآموزان داستان را با هدف درک مطلب خواندند و از سنجش پس از آن آگاه نبودند، اما در گروه کنترل به فارسیآموزان گفته شد که پس از تدریس این واژهها قرار است از آنها امتحان گرفته شود و دانش آنها از واژگان سنجیده خواهد شد. نتایج نشان داد فارسیآموزان در گروه آزمایش مدت طولانیتری واژگان را به خاطر سپردند. در مقابل، در یادگیری هدفمند فارسیآموزان تعداد واژگان بیشتری را در بازۀ زمانی کوتاه در حافظه نگه داشتند. لذا اگر هدف از یادگیری زبان کوتاه مدت است، یادگیری هدفمند بهتر عمل میکند. اما اگر هدف بلند مدت و درک عمیقتر واژگان است، یادگیری تصادفی به مراتب بهتر عمل میکند.
مقاله پژوهشی
محمد تقی زائری؛ اسماعیل زارعی زوارکی؛ پرویز شریفی درآمدی؛ علی دلاور
چکیده
این تحقیق با هدف تعیین «تأثیر الگوی بسته یادگیری مبتنی بر رویکرد تلفیقی بر میزان یادگیری دانشآموزان با آسیب بینایی دوره اول ابتدایی در درس علوم تجربی» انجام شد. برای سنجش میزان اثربخشی این الگو از طرح شبهآزمایشی با پیشآزمون- پسآزمون و با دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد. جامعه آماری شامل همه دانشآموزان با آسیب بینایی ...
بیشتر
این تحقیق با هدف تعیین «تأثیر الگوی بسته یادگیری مبتنی بر رویکرد تلفیقی بر میزان یادگیری دانشآموزان با آسیب بینایی دوره اول ابتدایی در درس علوم تجربی» انجام شد. برای سنجش میزان اثربخشی این الگو از طرح شبهآزمایشی با پیشآزمون- پسآزمون و با دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد. جامعه آماری شامل همه دانشآموزان با آسیب بینایی دوره اول ابتدایی بود. تعداد 19 نفر از دانشآموزان با آسیب بینایی از پایه سوم دوره اول ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 از مدارس استثنایی شهر و شهرستانهای تهران بهصورت هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. در این تحقیق رویکرد تلفیقی(حضوری و مجازی) بهکار گرفته شد. در اجرای پژوهش، در ابتدا بسته یادگیری با رویکرد تلفیقی و متناسب با ویژگیهای مخاطبان برای درس «اندازهگیری مواد» پایه سوم ابتدایی، طراحی و آماده شد، سپس از آن در فرایند تدریس- یادگیری دانشآموزان با آسیب بینایی گروه آزمایش به دو روش حضوری و مجازی استفاده شد. سنجش میزان یادگیری دانشآموزان با آزمون محققساخته انجام شد. در سطح آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در آمار استنباطی از تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج بهدست آمده از تحلیل دادههای فرضیه پژوهش نشان داد که پس از حذف پیشآزمون (میانگین تعدیلشده)، بین میانگین نمرههای یادگیری در مرحله پسآزمون تفاوت معنیداری وجود دارد(001/0 P<) و فرضیه پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به نتایج پژوهش میتوان گفت که الگوی بسته یادگیری برای دانشآموزان با آسیب بینایی موثر است. بنابراین پیشنهاد میشود از این الگو بهمنظور تهیه، تولید و بهکارگیری بسته یادگیری برای دانشآموزان با آسیب بینایی استفاده شود.
مقاله پژوهشی
فریبا درتاج
چکیده
هدف از این پژوهش تاثیر گمیفیکیشن بر حافظه، سرزندگی تحصیلی و فرایند یاددهی یادگیری در دانشجویان ارشد دختر دانشگاه علامه طباطبایی تهران است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان ارشد دختر دانشگاه علامه طباطبایی تهران بود (رشته های مدیریت)، که تعداد 305 نفر به عنوان حجم نمونه و ...
بیشتر
هدف از این پژوهش تاثیر گمیفیکیشن بر حافظه، سرزندگی تحصیلی و فرایند یاددهی یادگیری در دانشجویان ارشد دختر دانشگاه علامه طباطبایی تهران است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان ارشد دختر دانشگاه علامه طباطبایی تهران بود (رشته های مدیریت)، که تعداد 305 نفر به عنوان حجم نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد بوده است. روایی محتوایی پرسشنامه به تایید جمعی از صاحب نظران رسید. هم چنین جهت بررسی روایی سازه از سه شاخص پایایی مرکب، متوسط واریانس استخراج شده و بار عاملی استفاده گردید و جهت سنجش پایایی و قابل اعتماد از ضریب آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار SPSS26، که بیش تر از 0.7 محاسبه گردید، استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش با نرم افزار PLS نشان می دهد که استفاده از متدهای گیمیفیکیشن میتواند بهبود حافظه و سرزندگی تحصیلی دانشجویان را افزایش دهد و همچنین فرایند یاددهی و یادگیری آنها را بهبود بخشد. این یافتهها نشان میدهد که گیمیفیکیشن میتواند به عنوان یک ابزار موثر برای ارتقاء عملکرد تحصیلی دانشجویان مورد استفاده قرار گیرد.
مقاله پژوهشی
فتح اله کوشکی
چکیده
پژوهش با هدف شناسایی شاخصهای فعالیتهای یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و میزان توجه به آنها انجام شد. طرح ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی از روش پدیدارشناسی و در بخش کمی از روش توصیفی – پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی اساتید و متخصصان حوزه فعالیتهای یادگیری مبتنی ...
بیشتر
پژوهش با هدف شناسایی شاخصهای فعالیتهای یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و میزان توجه به آنها انجام شد. طرح ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی از روش پدیدارشناسی و در بخش کمی از روش توصیفی – پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی اساتید و متخصصان حوزه فعالیتهای یادگیری مبتنی بر فناوری و در بخش کمی دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی است. در بخش کیفی با نمونهگیری هدفمند ۱۵ نفر و در بخش کمی با روش تصادفی طبقهای نسبی ۲۲۷ نفر انتخاب شد. دادههای پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته جمعآوری شد. برای تعیین روایی سؤالهای مصاحبه و پرسشنامه از روایی صوری و محتوایی و برآورد پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل دادههای بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. یافتههای پژوهش در بخش کیفی نشان داد شاخصهای فعالیتهای یادگیری در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی شامل مضامین یادگیری مستقل، انجام تکالیف، مشارکت فعال در فرایند آموزش، تعامل با اساتید، دسترسی به محتوای مختلف درسی، اشتراک گذاری و مهارت و توانایی دانشجومعلمان در تدریس با استفاده از فناوریهای نوین آموزشی میباشد. نتایج بخش کمی نیز نشان داد میزان توجه به شاخصهای فعالیتهای یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری در سطح پایینی است. بنابراین توجه به دانش فناوری به صورت تلفیقی در انجام فعالیتهای یادگیری ضروری می باشد.