دوره و شماره: دوره 8، شماره 30، زمستان 1404 
مقاله پژوهشی

ارزشیابی کیفیت سیستم مدیریت یادگیری الکترونیکی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی بر اساس مدل بلوغ یادگیری الکترونیکی مارشال و میشل

صفحه 7-34

https://doi.org/10.22054/jti.2025.90023.1658

مبیناسادات موسوی، روشن احمدی، سیدرسول عمادی

چکیده با گسترش آموزش الکترونیکی، ارزشیابی کیفیت سیستم‌های مدیریت یادگیری الکترونیکی در مؤسسات آموزشی اهمیت فزاینده‌ای یافته است. در این راستا، این پژوهش با هدف ارزشیابی کیفیت سیستم مدیریت یادگیری الکترونیکی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی بر اساس مدل بلوغ یادگیری الکترونیکی مارشال و میشل انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان کارشناسی ارشد مرکز آموزش های الکترونیکی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ به تعداد 160 نفر بودند که از این میان، ۱۱۳ نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه استاندارد مدل بلوغ یادگیری الکترونیکی مارشال و میشل (2007) بود. روایی ابزار، به تایید 8 نفر از متخصصین قرار گرفته و پایایی کلی پرسشنامه نیز با استفاده از آلفای کرونباخ 96/0 به‌دست آمد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار spss و آزمون‌های تی تک‌نمونه‌ای و فریدمن تحلیل شدند. نتایج نشان داد که سطوح بلوغ ابعاد «مدیریت» و «برنامه‌ریزی» بالاتر از حد متوسط بوده و از کیفیت مناسبی برخوردار بودند، در حالی که ابعاد «تحویل»، «تعریف» و «بهینه‌سازی» در سطح متوسط قرار داشته و نیازمند بهبود می‌باشند. یافته ها، نشان داد، کیفیت سیستم مدیریت یادگیری الکترونیکی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی از کیفیت لازم در سطوح "بلوغ مدیریتی" و "برنامه ریزی" برخوردار بوده و زیربنای لازم برای ارائه آموزش الکترونیکی پایدار را فراهم آورده است اما برای تقویت در سایر جنبه ها و ابعاد، نیازمند اقدامات جدی است.

مقاله پژوهشی

سنتز پژوهی شایستگی های معلمان برای کلاس معکوس

صفحه 35-80

https://doi.org/10.22054/jti.2025.83385.1533

بهاره بهالگردی، مرتضی کرمی، فرهاد سراجی، محمود سعیدی رضوانی

چکیده مقاله حاضر با هدف سنتز پژوهی شایستگی های معلمان برای کلاس معکوس شکل گرفت.داده ها بر اساس روش کیفی از نوع سنتز پژوهی جمع آوری شد. انتخاب مقالات بر مبنای واژه های کلیدی بر اساس ساختار روبرتس انجام و تعداد 44 مقاله خارجی بر اساس پایش موضوعی، اشباع نظری و بصورت هدفمند انتخاب و وارد تحلیل شدند. یافته ها نشان داد شایستگی های معلمان در اجرای معکوس شامل 7 بعد و 24مولفه بود.ابعاد شامل بعد اجتماعی( نقش حمایتگری معلم، مهارت های ارتباطی یادگیری مشارکتی و فعال)، فردی(انگیزش درونی، مهارت های فنی،مهارت های آموزشی)، مدیریتی(مدیریت دوره، مدیریت زمان، مدیریت یادگیری)، تعهدات(تعهد حرفه ای، ایجاده انگیزه، راهبردهای یادگیری) شایستگی‌های فناورانه(ذهنیت و نگرش نسبت به فناوری در آموزش،شناخت و انتخاب رسانه،کاربرد رسانه در آموزش،سواد رسانه ای، تولید منابع و محتوای چند رسانه ای ، ارزیابی و نظارت(خور ارزیابی و نظارت، نحوه ارزشیابی و ساخت ابزار، ارزشیابی از دوره، نظارت بر یادگیری دانش آموزان)، و شایستگی های مرتبط با طراحی در عناصر برنامه درسی( طراحی اهداف، محتوا، راهیردهای یادگیری) شناسایی ودسته بندی شدند. با توجه به نتایج بدست آمده از یافته ها ، پیشنهاد می شود تدابیر عملی مشخصی در راستای توسعه حرفه ای معلمان در خصوص ارتقاء سواد فناورانه ،نظارت و ارزیابی دانش آموزان در محیط های مجازی و چگونگی مدیریت دانش آموزان در کلاسداری معکوس مورد توجه قرار گیرد.

مقاله پژوهشی

واکاوی تأثیرگذاری نظریه یکپارچه پذیرش و بکارگیری فناوری بر استفاده از ابزارهای نوین فناورانه در میان معلمان رشته تربیت بدنی

صفحه 81-106

https://doi.org/10.22054/jti.2025.82971.1522

وجیهه جوانی، فرشته آقاجانی

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر نظریه یکپارچه پذیرش و بکارگیری فناوری (UTAUT) بر استفاده از ابزارهای نوین فناورانه در میان معلمان رشته تربیت بدنی بود. این تحقیق از رویکرد کمی و تکنیک مدل‌سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار SmartPLS بهره گرفت. نمونه‌ای متشکل از 100 معلم تربیت بدنی به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه استاندارد سازه‌های UTAUT جمع‌آوری و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که چهار عامل اصلی انتظار عملکرد، انتظار تلاش، تأثیر اجتماعی و شرایط تسهیل‌کننده، تأثیر مثبت و معناداری بر قصد رفتاری معلمان برای استفاده از فناوری دارند. به طور خاص، انتظار تلاش ضعیف‌ترین پیش‌بینی‌کننده قصد استفاده بود، در حالی که شرایط تسهیل‌کننده بیشترین تأثیر را داشت. این نتایج ضرورت اتخاذ رویکردی چندجانبه را تأیید می‌کند که شامل ارائه شواهد مزایای فناوری، طراحی رابط کاربری ساده، ایجاد فرهنگ حمایتی و تأمین زیرساخت‌ها برای افزایش پذیرش این ابزارها در میان معلمان تربیت بدنی است. این یافته‌ها می‌تواند به تصمیم‌گیرندگان آموزش و پرورش در طراحی استراتژی‌های مؤثر برای پیاده‌سازی فناوری‌های جدید در محیط‌های آموزشی کمک کند.

مقاله پژوهشی

رهبری پایدار آموزشی در مدارس و نقش آن در پرورش یادگیرندگان فناورمحور

صفحه 107-142

https://doi.org/10.22054/jti.2026.90432.1662

جمال سلیمی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه و درک مدیران مدارس از رهبری پایدار آموزشی و نقش آن در پرورش یادگیرندگان فناورمحور طراحی شد. از رویکرد کیفی و راهبرد پدیدارشناسی بهره گرفته شد. مشارکت‌کنندگان تحقیق ۲۰ مدیر مدارس شهرستان سنندج بودند که با نمونه‌گیری هدفمند و روش گلوله‌برفی انتخاب شدند و معیارهای ورود به پژوهش شامل حداقل سه سال سابقه مدیریت، تجربه یا آشنایی با رهبری پایدار، تسلط بر فناوری و توانایی بیان شفاف تجربه‌ها بود. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختار‌یافته گردآوری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها بر اساس روش تحلیل مضمون براون و کلارک انجام شد و شامل سه مرحله استخراج مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر بود. یافته‌ها نشان داد که مدیران رهبری پایدار آموزشی را به عنوان یک رویکرد چندبعدی و معناگرا تجربه می‌کنند که شامل هدایت تحول فناورانه، توانمندسازی معلمان، ایجاد فرهنگ حرفه‌ای و انسجام زیست‌بوم دیجیتال مدرسه است. از منظر مؤلفه‌ها، رهبری پایدار آموزشی شامل هدایت تحول پایدار در یادگیری فناورانه، توانمندسازی حرفه‌ای معلمان، تقویت عدالت آموزشی و انسجام‌بخشی زیست‌بوم دیجیتال است. پیامدهای این رهبری نیز در ارتقای کیفیت یادگیری فناورانه، توانمندسازی معلمان در جهت تسهیل یادگیری دانش‌آموزان در محیط‌های فناورانه، شکل‌گیری هویت حرفه‌ای دیجیتال برای معلمان و توسعه مهارت‌های فناورانه و خودراهبری در یادگیرندگان و ایجاد عدالت و انسجام سازمانی مشهود است. در نتیجه، رهبری پایدار آموزشی فراتر از تصمیمات کوتاه‌مدت عمل می‌کند و زمینه‌ساز یادگیری مستمر، مشارکت فعال و توسعه حرفه‌ای در مدارس است که به طور خاص، یادگیرندگان را برای مواجهه با چالش‌ها و فرصت‌های عصر دیجیتال آماده می‌کند.

مقاله پژوهشی

طراحی و اعتباربخشی الگوی آموزش سواد رسانه‌ای در دوره دوم ابتدایی

صفحه 143-180

https://doi.org/10.22054/jti.2025.77600.1433

اسماعیل اصلانی، اسماعیل زارعی زوارکی، محمد رضا نیلی، علی دلاور

چکیده سواد رسانه‌ای به‌صورت خودبه‌خودی در افراد به وجود نمی‌آید و با سیستم آموزشی منسجم امکان‌پذیر است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه‌های آموزش سواد رسانه‌ای در دوره دوم ابتدایی و اعتباربخشی درونی آن بود. روش این پژوهش آمیخته، از نوع طرح اکتشافی بود. در بخش کیفی برای به‌دست آوردن الگوی طراحی آموزشی، از تحلیل محتوای استقرایی و در بخش کمی برای اعتباربخشی درونی از نظر متخصصان به روش پیمایشی پرسشنامه‌ای استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی، اسناد و منابع مکتوب و در بخش کمی متخصصین در حوزه رسانه، طراحی آموزشی و متخصصین آموزش دوره ابتدایی بودند. انتخاب نمونه‌ها در هر دو بخش به‌صورت هدفمند بود در بخش کیفی تحلیل متون از میان تعداد 419 مقاله، طرح پژوهشی و پایان نامه و کتاب، 67 مورد که بیشترین تناسب با هدف این پژوهش داشتند مورد تحلیل قرار گرفتند و در بخش کمی 12 نفر از متخصصین در حوزه رسانه و تکنولوژی آموزشی در دانشگاه‌ها و موسسات مختلف بودند. طبق تحلیل محتوا، پنج مقوله اصلی شناسایی و الگوی مفهومی آموزش سواد رسانه‌ای تدوین شد. این مقوله‌ها شامل: حوزه‌های سواد رسانه‌ای، شکل‌گیری اجتماع اکتشافی، عامل حضور، مهارت‌های سواد رسانه‌ای و ارزشیابی آموزشی. نتایج حاصله از اعتباریابی درونی بر اساس نظر متخصصان نشان داده است که الگوی آموزش سوادرسانه‌ای ارائه شده از اعتبار درونی مطلوبی برخوردار است و اثربخشی لازم را برای آموزش به دانش‌آموزان دوره دوم مقطع ابتدایی را دارد.

مقاله پژوهشی

واکاوی کاربرد هوش مصنوعی در آموزش و پژوهش دانشگاهی: مطالعه موردی اساتید دانشگاه علامه طباطبایی (ره)

صفحه 181-219

https://doi.org/10.22054/jti.2025.85360.1572

مصطفی قادری، فاطمه سهرابی، پرستو صلواتی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی کاربرد هوش مصنوعی در آموزش و پژوهش دانشگاهی مورد بررسی قرار گرفته است. از نظر شیوه گردآوری داده ها، پژوهشی کیفی و از نظر هدف دارای رویکردی اکتشافی می باشد که به منظور استخراج مولفه های چارچوب پیشنهادی با استفاده از نمونه گیری هدفمند با اساتیدی از دانشگاه علامه طباطبایی (ره) که در آموزش و پژوهش، هوش مصنوعی را به کار می گیرند مصاحبه شده است. با عنایت به فراوانی کدهای مستخرجه، در مقوله های چرایی کاربرد هوش مصنوعی، پیشنهادات کاربست بهینه و زمینه- مقدمات و زیرساخت ها، به ترتیب: افزایش دقت ، سواد و آموزش و شناخت، ایجاد آگاهی و فراآگاهی و ایجاد زیرساخت های سخت افزاری دارای بیشترین فراوانی و تکرار بوده اند. پس از آن در مقوله دیدگاه درخصوص کاربرد، ایده و تولید محتوا، در مقوله چرایی کاربرد، افزایش سرعت، در مقوله چگونگی و ابزارها، تولید متن- ویدئو- خلاصه سازی، چت بات ها و در مقوله زمینه- مقدمات- زیرساخت، فرهنگ سازی و ایجاد زیرساخت های نرم افزاری دارای بیشترین فراوانی بوده اند. همچنین الگویی برای کاربرد هوش مصنوعی در دانشگاه ها در این پژوهش ارائه شده است.

مقاله پژوهشی

کاربرد پردازش زبان طبیعی در بهبود یادگیری و آموزش: مطالعه موردی در سیستم آموزشی ایران

صفحه 221-255

https://doi.org/10.22054/jti.2025.83803.1537

صدیقه گوزل، عنایت اله زمانپور، شیوا دولت آبادی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی کاربرد پردازش زبان طبیعی (NLP) در بهبود یادگیری و آموزش با تمرکز بر پیامدهای آن در نظام آموزشی ایران می‌پردازد. این تحقیق با رویکرد ترکیبی شامل تحلیل داده‌های کیفی و کمی انجام شد. در بخش کیفی، مصاحبه با 20 معلم و 10 متخصص فناوری نشان داد که ادغام NLP می‌تواند یادگیری شخصی‌سازی‌شده، ارزیابی خودکار تکالیف و شناسایی زودهنگام مشکلات یادگیری را امکان‌پذیر کند. اما چالش‌هایی نظیر زیرساخت‌های ناکافی مدارس، نیاز به آموزش معلمان و نگرانی‌های اخلاقی مرتبط با حریم خصوصی داده‌ها نیز شناسایی شد.
در بخش کمی، 400 دانش‌آموز دبیرستانی در تهران به دو گروه آزمایش (200 نفر) و کنترل (200 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش از نرم‌افزار مبتنی بر NLP برای آموزش زبان انگلیسی استفاده کردند و گروه کنترل آموزش سنتی دریافت کردند. نتایج نشان داد ابزارهای NLP تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد تحصیلی، انگیزه یادگیری و مهارت‌های زبان انگلیسی دانش‌آموزان دارند.
این پژوهش بر پتانسیل تحول‌آفرین NLP در آموزش تأکید می‌کند و پرداختن به چالش‌هایی مانند توسعه زیرساخت‌ها، آموزش معلمان، و مسائل اخلاقی و فرهنگی را برای ادغام موفقیت‌آمیز آن ضروری می‌داند. سرمایه‌گذاری در ابزارهای اختصاصی برای نظام آموزشی ایران و تدوین سیاست‌های اخلاقی، کلید موفقیت این فناوری در آموزش هستند.