دوره و شماره: دوره 9، شماره 32، تابستان 1405 
مقاله پژوهشی

بررسی تأثیر ابزارهای مربوط به هوشمندسازی محیط آموزشی بر یادگیری درس ریاضی دانش‌آموزان

https://doi.org/10.22054/jti.2025.84306.1549

امیر سبزی پور، حورا منجزی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ابزارهای مربوط به هوشمندسازی محیط آموزشی بر یادگیری درس ریاضی دانش‌آموزان انجام شد.
روش‌شناسی: روش پژوهش حاضر نوع نیمه تجربی و طرح آن پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تحقیق را کلیه دانش‌آموزان مدارس ابتدایی مجهز به ابزارهای هوشمندسازی شهرستان شوشتر را شامل می شود. نمونه‌گیری در پژوهش حاضر به صورت هدفمند است بدین صورت که از بین مدارس شهرستان شوشتر، مدارس ابتدایی مجهز به ابزارهای هوشمندسازی و از بین مدارس مجهز به ابزارهای هوشمندسازی، دو مدرسه دخترانه انتخاب و از بین تمام کلاس ها دو کلاس 22 نفره در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل انتخاب شد. در پژوهش حاضر جهت گردآوری اطلاعات از آزمون عملکردی الگویابی و آزمون عملکردی آشنایی با شکل و شمارش اعداد و پروتکل بکارگیری ابزارهای هوشمندسازی در 5 جلسه 45 دقیقه‌ای استفاده شد. برای آزمون فرضیه‌ها از تحلیل کواریانس تک متغیری (آنکوا) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها بسته نرم افزاری آماری SPSS نسخه 26 بکار برده می‌شود و سطح معناداری تمام فرضیه ها a=/5 در نظر شد. نتایج نشان داد که ابزارهای مربوط به هوشمندسازی محیط آموزشی بر الگویابی درس ریاضی با کنترل نمره پیش‌آزمون ظرفیت الگویابی درس ریاضی در دو گروه آزمایش و کنترل (000/0P= ، 36/36F=) و بر آشنایی با اعداد درس ریاضی با کنترل نمره پیش‌آزمون ظرفیت آشنایی با اعداد در دو گروه آزمایش و کنترل (000/0P= ، 33/28F=) دانش‌آموزان پایه اول ابتدایی تأثیر دارد.

مقاله پژوهشی

طراحی مدل ارزیابی عملکرد کارآفرینانه دانشگاههای منتخب ایران

https://doi.org/10.22054/jti.2025.85284.1571

محمد نیساری، سید رسول حسینی، علی بدیع زاده

چکیده دانشگاه‌ها در روند تکاملی خود سه نسل را پشت ســر گذاشته اند. در نسل سوم، دانشگاه‌ها علاوه بر آموزش و پژوهش، فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی و کارآفرینانه را جزئی از ماموریت‌های خود می‌دانند. هدف تحقیق حاضر طراحی مدلی برای ارزیابی عملکرد کارآفرینانه دانشگاه‌های منتخب ایران است. این مطالعه از روش تحقیق آمیخنه با طرح اکتشافی در دو مرحله 1-کیفی؛ با روش داده بنیاد و از طریق مصاحبه نیمه‌ساختار‌یافته، با خبرگان و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از روش تحلیل مضمون استراس و کوربین با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیو‌دی‌ای استفاده شد. پس از تائید گروه کانونی، ابعاد، مولفه‌ها و شاخص‌های الگوی عملکرد کارآفرینانه دانشگاه‌ها شناسائی و در مرحله 2-کمی؛ با استفاده از یک پرسشنامه محقق ساخته مستخرج از مرحله کیفی، در بین یک نمونه 57 نفری از خبرگان توزیع شد.روایی همگرا و پایایی پرسشنامه براساس ضریب آلفای کرونباخ، ضریبRho، پایایی‌ترکیبی و میانگین واریانس‌استخراج شده و برای سنجش اعتبار روایی واگرا از ضریب HTMT استفاده شد.داده‌های بخش کمی با استفاده از نرم افزارspss و Smart PLS تحلیل شدند. الگوی به دست آمده از این تحقیق نشان داد عوامل علی موجد ارزیابی عملکرد کارآفرینانه؛ فرهنگ، فرصت‌ها، شرایط-محیط و ساختارهای کارآفرینانه، نظام آموزشی و نظام پژوهشی و توانمندی‌ها بعنوان عوامل زمینه‌ای و ذینفعان اصلی و موانع بعنوان شرایط مداخله‌گر بر مطلوبیت ارزیابی عملکرد کارآفرینانه موثر است. راهبردهای ارزیابی ارتباط با جامعه و صنعت، ساختار و فرایندها و فعالیت‌های کارآفرینانه، موجب ایجاد پیامدهای توسعه، درآمدزایی، واحدهای‌فناور، خروجی‌ها و اثرات اجتماعی و اقتصادی بلندمدت که در نتیجه آن مدل ارزیابی عملکرد کارآفرینانه دانشگاه‌های منتخب ایران ایجاد می‌شود

مقاله پژوهشی

نقش هوش مصنوعی در طراحی و توسعه برنامه درسی

https://doi.org/10.22054/jti.2025.83801.1543

فرزانه آهنگری، علیرضا صادقی، کامبیز پوشنه

چکیده هوش مصنوعی (AI) یک انقلاب بزرگ در فناوری است که دارای پتانسیل بسیار زیادی در حوزه های مختلف از جمله حوزه آموزش با تأثیر قابل توجهی در توسعه و طراحی برنامه درسی می باشد. رویکردهای طراحی برنامه درسی می تواند به محققان و طراحان برنامه درسی نحوه برنامه ریزی با کیفیت و پایدار را نشان دهد. هدف این مقاله بررسی نقش هوش مصنوعی در طراحی و توسعه برنامه درسی، بررسی چگونگی بهبود عملکردها و نتایج آموزشی است. روش این پژوهش بررسی سیستماتیک از ادبیات برای به دست آوردن اطلاعات در مورد هوش مصنوعی و طراحی و توسعه برنامه درسی از سال 2017 تا سال 2024 انجام شد. از بررسی‌های سیستماتیک و متاآنالیز پریزما برای شناسایی و ترکیب نتایج مطالعات قبلی، و گردآوری شواهد برای پاسخ‌گویی به سوال پژوهش استفاده شد. بررسی انجام شده برای به دست آوردن اطلاعات در مورد رویکردهای مبتنی بر هوش مصنوعی را در یادگیری شخصی، ارزیابی‌های تطبیقی و ارائه محتوای هوشمند مورد بحث قرار می‌دهد همچنین کاربردهای متنوع هوش مصنوعی را در طراحی و توسعه برنامه درسی معرفی می‌کنند و پتانسیل آن را برای افزایش نتایج یادگیری، شخصی‌سازی آموزش و ساده‌سازی فرآیندهای آموزشی نشان می‌دهند. این مقاله همچنین به نگرانی‌های مربوط به مسائل اخلاق، تعصب و مشارکت انسان و هوش مصنوعی در طراحی و اجرای برنامه درسی می‌پردازد. علاوه بر این، چالش ها و فرصت های مرتبط با ادغام هوش مصنوعی در فرآیندهای توسعه برنامه درسی بررسی و توصیه هایی ارائه شده است.

مقاله پژوهشی

بررسی تاثیر هوش مصنوعی فنی و مدیریتی بر نوآوری سازمانی با نقش تعدیل گر فرهنگ سازمانی دیجیتال

https://doi.org/10.22054/jti.2025.84757.1561

اکبر جدیدی محمدابادی

چکیده هدف این پژوهش تعیین تاثیر هوش مصنوعی فنی و مدیریتی بر نوآوری سازمانی با نقش تعدیل گر فرهنگ سازمانی دیجیتال در اداره آموزش و پرورش منوجان بوده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت است از کلیه کارکنان اداره آموزش و پرورش منوجان که تعداد آن ها در سال 1403 به 1300 نفر بالغ گردیده است. از جامعه آماری مزبور بر اساس جدول کرجسی ومورگان (1970)، نمونه ای به حجم 297 نفر تعیین گردیده است که به روش تصادفی ساده مشخص شده است .ابزار گردآوری داده ها، سه پرسشنامه استاندارد مهارت های هوش مصنوعی میکالف و گوبتا(2021)، فرهنگ سازمانی دیجیتال مارتینز کارو و همکاران(2020) و پرسشنامه نوآوری سازمانی بوزیک و دیموزفسکی(2019) بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفته است یافته های پژوهش حاکی از آن است که: هوش مصنوعی فنی و مدیریتی بر نوآوری سازمانی با نقش تعدیل گر فرهنگ سازمانی دیجیتال تاثیر معناداری دارد. هوش مصنوعی ابزاری قدرتمند برای نوآوری در آموزش و پرورش است، اما پتانسیل آن تنها در صورتی محقق خواهد شد که با یک رویکرد جامع و استراتژیک، همراه با توجه ویژه به فرهنگ سازمانی دیجیتال و چالش‌های اجرایی مورد توجه قرار گیرد. با سرمایه‌گذاری در آموزش و توسعه مهارت‌های دیجیتال، ایجاد زیرساخت‌های لازم، و تدوین چارچوب‌های اخلاقی، اداره آموزش و پرورش می‌تواند از مزایای هوش مصنوعی برای ارتقای کیفیت آموزش و ایجاد یک سیستم آموزشی نوآور بهره‌مند شود.

مقاله پژوهشی

فناوری‌های کمکی مبتنی بر هوش مصنوعی برای افراد با آسیب بینایی: مرور نظام‌مند

https://doi.org/10.22054/jti.2025.86920.1598

اسماعیل زارعی زوارکی، راضیه تاج ور رستمی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی نظام‌مند فناوری‌های کمکی مبتنی بر هوش مصنوعی (AI) است که به منظور بهبود کیفیت زندگی افراد دارای آسیب بینایی طراحی شده‌اند. با توجه به رشد سریع تکنولوژی و نقش فزاینده هوش مصنوعی در توسعه ابزارهای هوشمند، این مطالعه تلاش می‌کند تا ضمن شناسایی و طبقه‌بندی فناوری‌های موجود، فرصت‌ها و چالش‌های موجود در کاربرد آن‌ها را تحلیل کند. روش تحقیق این مطالعه از نوع مرور نظام‌مند است. فرآیند انتخاب و تحلیل مقالات بر اساس دستورالعمل پریزما انجام شد و ارزیابی کیفیت مقالات با استفاده از چک‌لیست بتن صورت گرفت. از بین 40 مقاله اولیه، 23 مورد با معیارهای ورود مطابقت داشتند و وارد تحلیل نهایی شدند. یافته‌ها نشان داد که فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی در حوزه‌هایی چون شناسایی اشیاء، تشخیص چهره، خواندن متون، ناوبری، هشدار محیطی و تعامل اجتماعی نقش مؤثری دارند. ابزارهایی مانند عینک‌های هوشمند، اپلیکیشن‌های موبایلی، دستگاه‌های پوشیدنی، عصاهای مجهز به مکان یاب، حسگرهای هوشمند و سامانه‌های تشخیص متن از تصویر مورد بررسی قرار گرفتند. نتیجه‌گیری پژوهش بیانگر آن است که فناوری‌های کمکی مبتنی بر هوش مصنوعی، تحولی اساسی در زندگی افراد نابینا و کم‌بینا ایجاد کرده‌اند و به عنوان ابزاری توانمندساز، پتانسیل بالایی در ارتقای کیفیت زندگی آن‌ها دارند. با این وجود، نیاز به انجام پژوهش‌های بیشتر با مشارکت مستقیم کاربران، آزمون‌های میدانی در شرایط واقعی، و توسعه طراحی‌های کاربرمحور همچنان احساس می‌شود. همچنین، حمایت سیاست‌گذاران و طراحان شهری برای ادغام این فناوری‌ها در محیط‌های عمومی ضروری است.

مقاله پژوهشی

بازنگری برنامه درسی کارشناسی ارشد فناوری آموزشی با رویکرد شایسته محوری

https://doi.org/10.22054/jti.2024.79909.1467

محمدرضا نیلی احمدآبادی

چکیده هدف از این پژوهش مطالعه برنامه درسی مبتنی بر شایستگی بوده که بصورت موردی در برنامه کارشناسی ارشد رشته تکنولوژی آموزشی پیاده گردیده است. رویکرد غالب در پژوهش، کیفی است. در مرحله اول با روش تحلیلی توصیفی، منابع مرتبط با برنامه درسی شایسته محور، بررسی گردید و در مرحله دوم با چند نفر از اعضای هیات علمی فناوری آموزشی که دوره کارشناسی ارشد این رشته را گذرانده‌اند، مصاحبه کیفی بعمل آمد. محورهای مصاحبه عبارتند از: میزان انطباق برنامه درسی با چهار معیار مهم شورایعالی انقلاب فرهنگی برای تدوین و بازنگری سرفصل ها یعنی کارآمدسازی، به‌روزرسانی، بومی‌سازی و اسلامی‌سازی، شایستگی‌های مورد نیاز برای دانش آموختگان رشته فناوری آموزشی و چالش‌های دوره با توجه به تجارب اساتید و متخصصین بود. متن مصاحبه‌ها پیاده و سپس با برنامه مکس کیودا 2020، کدهای باز مشخص و به کدهای زیرمقوله و کدهای مقوله‌ای تبدیل گردید. روش تحلیل در استخراج داده‌های مصاحبه، از نوع محتوای استقرایی با واحد تحلیل مضمون بود. از نتایج مصاحبه و همچنین مطالعات تطبیقی در خصوص دروس کارشناسی ارشد سایر دانشگاه های بین المللی، دروس مورد نیاز مشخص گردید. سپس شایستگی های لازم برای گذراندن هر درس استخراج گردید. نتایج حاصل از پژوهش، ضمن مشخص-کردن محورهای اصلی رشته فناوری آموزشی در دوره کارشناسی ارشد به تفکیک شایستگی، نشان داد که حذف گرایش فناوری آموزشی از کارشناسی و نیز نبود گرایش های جانبی، کارآیی دانش آموختگان را کاهش و از چالش های جدی برنامه محسوب می‌گردد

مقاله پژوهشی

طراحی آموزشی مبتنی بر بازی وارسازی و تاثیر آن بر اضطراب یادگیری

https://doi.org/10.22054/jti.2025.79421.1457

فاطمه جعفرخانی، زهرا جامه بزرگ، دریا مغیثی

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی آموزشی مبتنی بر بازی وارسازی و تعیین تاثیر آن بر اضطراب یادگیری دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی انجام شد. جهت دستیابی به هدف پژوهش از روش آمیخته استفاده شد که در مرحله اول، با جستجو در پایگاه های معتبر و غربالگری نتایج با توجه به کلید واژه ها در بازه زمانی 2000 الی 2024، راهبرد های مناسب با تحلیل محتوای قیاسی برای کاهش اضطراب یادگیری مبتنی بر بازی وارسازی با توجه به دو مولفه تمرکز و خودپنداره بدست آمد و فعالیت های مناسب بر اساس آن ها طراحی شد. در بخش دوم، از طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل برای دانش آموزان استان البرز در سال تحصیلی 1403 استفاده شد. نمونه شامل 64 دانش آموز بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به طور تصادفی به دو گروه آزمایش(34 نفر) و گواه(30 نفر)، جایگزین شدند. برنامه آموزشی طراحی شده طی 9 جلسه برای درس ریاضی اجرا شد. در این پژوهش، از آزمون اضطراب ریاضی هاپکو و همکاران(2003)، آزمون تمرکز حواس(E Game Flow) و آزمون خودپنداره تحصیلی یسن چن(2004) با اعتبار معین استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کمی و آزمون فرضیه ها از تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد طراحی آموزشی مبتنی بر بازی وارسازی بر اضطراب یادگیری تاثیر گذار است بطوری که با توجه با افزایش خودپنداره(0/38) و تمرکز تحصیلی(0/34) اضطراب یادگیری کاهش یافته( 83 /0 ) است.