محل چاپ ایران - تهران
ناشر دانشگاه علامه طباطبائی
شروع انتشار زمستان 1393
وضعیت چاپ الکترونیکی و چاپی
درصد همانندی 15%
زبان مجله فارسی (چکیده انگلیسی)
هزینه داوری و چاپ بله
نوع مجله علمی با رتبه ب 
نوع داوری داوری بسته و حداقل 2 داور
زمان داوری حداقل 9 هفته و حداکثر 6ماه
          -
تعداد دوره‌ها 9
تعداد شماره‌ها 31
تعداد مقالات 222
تعداد نویسندگان 512
تعداد مشاهده مقاله 322,098
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 256,021
نسبت مشاهده بر مقاله 1450.89
نسبت دریافت فایل بر مقاله 1153.25
          -
تعداد مقالات ارسال شده 739
تعداد مقالات رد شده 355
درصد عدم پذیرش 48
تعداد مقالات پذیرفته شده 212
درصد پذیرش 29
زمان پذیرش (روز) 388
تعداد پایگاه های نمایه شده 6
تعداد داوران 131

نشریه فناوری های آموزشی در یادگیری به منظور دسترسی آسان و جهانی به آخرین یافته های پژوهشی، یک نشریه دسترسی-آزاد است از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران منتشر می شود. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر مباحث فناوری مورد استفاده در امور آموزشی و یادگیری پایه گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به پیشرفت های صورت گرفته در حوزه فناوری آموزشی انتشار یافته و هدف آن انتشار مقالات با کیفیت که یافته های مرتبط با موضوعات مهم این حوزه را گزارش می دهند است. این نشریه برای بررسی، پردازش و انتشار مقالات علمی از نویسندگان، نهادها و سازمان های پژوهشی مبلغ پنج میلیون ریال بابت جبران بخشی از هزینه داوری دریافت می کند و در صورت پذیرفته شدن مقاله مبلغ ده میلیون ریال بابت بخشی از هزینه‌های پردازش مقالات از نویسندگان دریافت می‌گردد، مابقی هزینه‌ها از سوی دانشگاه علامه طباطبائی پشتیبانی مالی می شود. .

نشریه فناوری های آموزشی در یادگیری که تا شماره 14 با عنوان فناوری آموزش و یادگیری منتشر شده است، در دوره جدید فعالیت علمی خود با بهره گیری از تیم تخصصی ملی و بین المللی و با همکاری و مشارکت انجمن فناوری آموزشی ایران به فعالیت خود ادامه داده و در ارزیابی سال 1401 توسط کمیسیون نشریات علمی کشور موفق به اخذ درجه علمی با رتبه ب شده است. از پژوهشگران، دانشجویان و اساتید دعوت می گردد با ارسال مقالات علمی و پژوهشی خود نشریه را در این دوره از فعالیت یاری نمائید.

مقاله پژوهشی

شناسایی و اولویت‌بندی فناوری‌های صنعت 4.0 اثرگذار برکیفیت آموزش

صفحه 7-48

https://doi.org/10.22054/jti.2025.83864.1541

سید محمود زنجیرچی، هاجر سلیمانی‌زاده، مهران ضیائیان

چکیده صنعت 4.0 به عنوان انقلاب صنعتی چهارم، تحولی عمیق در روش‌های تولید و مدیریت فرآیندها ایجاد کرده است. صنعت 4.0 به برقراری ارتباط میان دنیای فیزیکی و دیجیتال، تمرکززدایی فرآیندهای کسب و کار، هوشمند‌سازی و بهینه‌سازی فرآیندهای تولید محصول و ارائه خدمات، با استفاده از فناوری‌های پیشرفته‌ای از جمله اینترنت اشیاء، بلاک‌چین وسیستم‌های سایبر- فیزیکی اشاره دارد. هدف از انجام این پژوهش شناسایی و اولویت‌بندی فناوری‌های صنعت 4.0 اثرگذار بر کیفیت آموزش است. در پژوهش حاضر ابتدا 8 معیار انتخاب فناوری‌های صنعت 4.0 شامل مقرون به صرفه بودن، تناسب با نیازهای آموزشی، سهولت استفاده و یادگیری، سازگاری، امنیت، تعهد به کیفیت، تناسب با فرهنگ سازمانی و پایداری و قابلیت ارتقاء بر اساس مرور ادبیات شناسایی شدند. در ادامه از رویکرد دلفی فازی به منظور تأیید یا رد هشت معیار شناسایی شده، استفاده گردید. علاوه بر تأیید هشت معیار نام برده شده، دو معیار مصرف انرژی و انتشار کربن و انطباق با ملاحظات اخلاقی و قانونی به هشت معیار شناسایی شده توسط خبرگان اضافه شد. خبرگان این پژوهش معلمان و اساتید دانشگاهی اصفهان بوده که با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله برفی تعداد 27 نفر انتخاب شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که فناوری محاسبات ابری، اینترنت اشیاء و هوش مصنوعی و یادگیری ماشین به عنوان سه فناوری برتر در میان فناوری‌های صنعت 4.0 بر کیفیت آموزش اثرگذار هستند.

مقاله پژوهشی

کشف ساختار عوامل نهفته واژگانی و نحوی در پاسخ به سؤالات درک مطلب انگلیسی با استفاده از یادگیری ماشین بدون نظارت

صفحه 49-88

https://doi.org/10.22054/jti.2026.85160.1569

نورا درجزینی، محمد حسین ضرغامی، رضا قربان جهرمی، لیلا شوبیری

چکیده این مطالعه به بررسی ساختار عوامل نهفته واژگانی و نحوی در پاسخ به سوالات درک مطلب انگلیسی با استفاده از تکنیک‌های یادگیری ماشین بدون نظارت می‌پردازد. طرح تحقیق مدلسازی کمی در قالب طرح علی- مقایسه‌ای است. داده ها از 360 زبان آموز که انگلیسی زبان دوم آن‌ها به شمار می‌رود و از طریق پاسخ‌های کتبی و شفاهی آن‌ها به سؤالات درک مطلب جمع‌آوری شد. در مجموع 260 ویژگی واژگانی و نحوی از داده ها استخراج شد. چهار عامل برای داده‌های شفاهی و چهار عامل برای داده‌های کتبی شناسایی شد که بیش از 50 درصد از واریانس نمرات درک مطلب را توضیح می‌دهند. عوامل به شرح زیر نامگذاری و تفسیر شدند. برای داده‌های مربوط به پاسخ‌های شفاهی: عامل اول  پیچیدگی دستوری، عامل دوم، پیچیدگی واژگانی، عامل سوم ویژگی و تشابه کلمات و عامل چهارم تنوع واژگانی. چهار عامل داده‌های مربوط به پاسخ‌های کتبی عبارتند از: عامل 1، پیچیدگی دستوری، عامل 2 تنوع واژگان، عامل 3 پیچیدگی بند، و عامل 4 اختصاصی بودن کلمه. تحلیل رگرسیون چندگانه در پیش‌بینی درک مطلب بر اساس عوامل کشف شده نشان داد که عامل سوم (ویژگی و تشابه کلمات) تنها پیش‌بینی‌کننده معنادار درک مطلب در داده‌های شفاهی بود، در حالی که عوامل 1 (پیچیدگی دستوری)، 3 (پیچیدگی بند) و 4 (اختصاصی بودن کلمه) به طور معناداری درک مطلب را در داده‌های نوشتاری پیش‌بینی کردند. این یافته‌ها نشان داد که استفاده از کلمات خاص و مشابه با درک خواندن بالاتر در پاسخ‌های شفاهی و نوشتاری همراه است، در حالی که پیچیدگی دستوری و تنوع واژگان بسته به نحوه پاسخ، روابط متفاوتی با درک مطلب دارند. این مطالعه بینش‌های ارزشمندی را در مورد عوامل زمینه‌ای که به درک مطلب در زبان‌آموزان که انگلیسی زبان دوم آن‌ها است، کمک می‌کند و دستاوردهایی در توسعه روش‌های آموزش خواندن و ارزیابی مؤثرتر دارد.

مقاله پژوهشی

بررسی اثر یادگیری هوش مصنوعی بر مهارت های حل مسئله ،تفکر انتقادی ،خلاقیت و هویت در کودکان ۷ الی ۱۲ سال

صفحه 89-127

https://doi.org/10.22054/jti.2026.82475.1521

رویا داودی شاندیز، معصومه السادات ابطحی، حمید رضا مقامی، مهدی عاشوری

چکیده در این تحقیق، به بررسی تأثیر یادگیری هوش مصنوعی بر مهارت‌های حل مسئله، تفکر انتقادی، خلاقیت و هویت در کودکان ۷ تا ۱۲ سال پرداخته شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحقیق تجربی و طراحی شبه‌تجربی انجام شد. جامعه آماری شامل کودکان ۷ تا ۱۲ سال در مدارس ابتدایی منطقه‌ای خاص بود. برای جمع‌آوری داده‌ها از ابزارهای مختلف از جمله پرسشنامه‌های استاندارد، آزمون‌های تحلیلی و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته استفاده شد. همچنین، یک برنامه آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل برنامه آموزشی سنتی را دریافت کرد. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی به طور معناداری بر مهارت‌های حل مسئله، تفکر انتقادی و خلاقیت کودکان تأثیر مثبت داشته است. همچنین، کودکان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از هویت قوی‌تری برخوردار بودند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که یادگیری هوش مصنوعی می‌تواند بهبود قابل توجهی در این مهارت‌ها و جنبه‌های هویتی کودکان ایجاد کند. بر اساس نتایج تحقیق، پیشنهاد می‌شود که برنامه‌های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی به‌طور گسترده‌تری در مدارس و محیط‌های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد تا از مزایای آن بهره‌مند شوند.

مقاله پژوهشی

یادگیری تصادفی واژگان از طریق خواندن درک مطلب‌محور داستان‌های کوتاه فارسی

صفحه 129-159

https://doi.org/10.22054/jti.2025.81266.1493

فاطمه کلاری، رضامراد صحرایی

چکیده این پژوهش به بررسی میزان یادگیری واژگان از طریق خواندن درک مطلب‌محور داستان‌های کوتاه و آموزش مستقیم پرداخته است. به این منظور، 30 فارسی‌آموز مرد و زن با نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه 15 نفره تقسیم شدند. به هر دو گروه یک داستان کوتاه داده شد که دارای 10 واژه جدید بود. در یک گروه فارسی‌آموزان داستان را با هدف درک مطلب خواندند و از سنجش پس از آن آگاه نبودند، اما در گروه کنترل به فارسی‌آموزان گفته شد که پس از تدریس این واژه‌ها قرار است از آنها امتحان گرفته شود و دانش آنها از واژگان سنجیده خواهد شد. نتایج نشان داد فارسی‌آموزان در گروه آزمایش مدت طولانی‌تری واژگان را به خاطر سپردند. در مقابل، در یادگیری هدفمند فارسی‌آموزان تعداد واژگان بیشتری را در بازۀ زمانی کوتاه در حافظه نگه داشتند. لذا اگر هدف از یادگیری زبان کوتاه مدت است، یادگیری هدفمند بهتر عمل می‌کند. اما اگر هدف بلند مدت و درک عمیق‌تر واژگان است، یادگیری تصادفی به مراتب بهتر عمل می‌کند.  

مقاله پژوهشی

تأثیر الگوی بسته یادگیری مبتنی بر رویکرد تلفیقی بر میزان یادگیری دانش‌آموزان با آسیب بینایی دوره اول ابتدایی در درس علوم تجربی

صفحه 161-199

https://doi.org/10.22054/jti.2024.78187.1438

محمد تقی زائری، اسماعیل زارعی زوارکی، پرویز شریفی درآمدی، علی دلاور

چکیده این تحقیق با هدف تعیین «تأثیر الگوی بسته یادگیری مبتنی بر رویکرد تلفیقی بر میزان یادگیری دانش‌آموزان با آسیب بینایی دوره اول ابتدایی در درس علوم تجربی» انجام شد. برای سنجش میزان اثربخشی این الگو از طرح شبه‌آزمایشی با پیش‌آزمون- پس‌آزمون و با دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد. جامعه آماری شامل همه دانش‌آموزان با آسیب بینایی دوره اول ابتدایی بود. تعداد 19 نفر از دانش‌آموزان با آسیب بینایی از پایه سوم دوره اول ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 از مدارس استثنایی شهر و شهرستان‌های تهران به‌صورت هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. در این تحقیق رویکرد تلفیقی(حضوری و مجازی) به‌کار گرفته شد. در اجرای پژوهش، در ابتدا بسته یادگیری با رویکرد تلفیقی و متناسب با ویژگی‌های مخاطبان برای درس «اندازه‌گیری مواد» پایه سوم ابتدایی، طراحی و آماده شد، سپس از آن در فرایند تدریس- یادگیری دانش‌آموزان با آسیب بینایی گروه آزمایش به دو روش حضوری و مجازی استفاده شد. سنجش میزان یادگیری دانش‌آموزان با آزمون محقق‌ساخته انجام شد. در سطح آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در آمار استنباطی از تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج به‌دست آمده از تحلیل داده‌های فرضیه پژوهش نشان داد که پس از حذف پیش‌آزمون (میانگین تعدیل‌شده)، بین میانگین نمره‌های یادگیری در مرحله پس‌آزمون تفاوت معنی‌داری وجود دارد(001/0 P<) و فرضیه پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به نتایج پژوهش می‌توان گفت که الگوی بسته یادگیری برای دانش‌آموزان با آسیب بینایی موثر است. بنابراین پیشنهاد می‌شود از این الگو به‌منظور تهیه، تولید و به‌کارگیری بسته یادگیری برای دانش‌آموزان با آسیب بینایی استفاده شود.

مقاله پژوهشی

تاثیر گمیفیکیشن بر حافظه، سرزندگی تحصیلی و فرایند یاددهی یادگیری در دانشجویان ارشد دختر دانشگاه علامه طباطبایی تهران

صفحه 201-239

https://doi.org/10.22054/jti.2025.80673.1509

فریبا درتاج

چکیده هدف از این پژوهش تاثیر گمیفیکیشن بر حافظه، سرزندگی تحصیلی و فرایند یاددهی یادگیری در دانشجویان ارشد دختر دانشگاه علامه طباطبایی تهران است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان ارشد دختر دانشگاه علامه طباطبایی تهران بود (رشته های مدیریت)، که تعداد 305 نفر به عنوان حجم نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد بوده است. روایی محتوایی پرسشنامه به تایید جمعی از صاحب نظران رسید. هم چنین جهت بررسی روایی سازه از سه شاخص پایایی مرکب، متوسط واریانس استخراج شده و بار عاملی استفاده گردید و جهت سنجش پایایی و قابل اعتماد از ضریب آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار SPSS26، که بیش تر از 0.7 محاسبه گردید، استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش با نرم افزار PLS نشان می دهد که استفاده از متدهای گیمیفیکیشن می‌تواند بهبود حافظه و سرزندگی تحصیلی دانشجویان را افزایش دهد و همچنین فرایند یاددهی و یادگیری آن‌ها را بهبود بخشد. این یافته‌ها نشان می‌دهد که گیمیفیکیشن می‌تواند به عنوان یک ابزار موثر برای ارتقاء عملکرد تحصیلی دانشجویان مورد استفاده قرار گیرد.

مقاله پژوهشی

شناسایی شاخص های فعالیت های یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان و میزان توجه به آنها

صفحه 241-289

https://doi.org/10.22054/jti.2025.83097.1525

فتح اله کوشکی

چکیده پژوهش با هدف شناسایی شاخص‌های فعالیت‌های یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و میزان توجه به آنها انجام شد. طرح ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی از روش پدیدارشناسی و در بخش کمی از روش توصیفی – پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی اساتید و متخصصان حوزه فعالیت‌های یادگیری مبتنی بر فناوری و در بخش کمی دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی است. در بخش کیفی با نمونه‌گیری هدفمند ۱۵ نفر و در بخش کمی با روش تصادفی طبقه‌ای نسبی ۲۲۷ نفر انتخاب شد. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته جمع‌آوری شد. برای تعیین روایی سؤال‌های مصاحبه و پرسشنامه از روایی صوری و محتوایی و برآورد پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل داده‌های بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. یافته‌های پژوهش در بخش کیفی نشان داد شاخص‌های فعالیت‌های یادگیری در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی شامل مضامین یادگیری مستقل، انجام تکالیف، مشارکت فعال در فرایند آموزش، تعامل با اساتید، دسترسی به محتوای مختلف درسی، اشتراک گذاری و مهارت و توانایی دانشجومعلمان در تدریس با استفاده از فناوری‌های نوین آموزشی می‌باشد. نتایج بخش کمی نیز نشان داد میزان توجه به شاخص‌های فعالیت‌های یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری در سطح پایینی است. بنابراین توجه به دانش فناوری به صورت تلفیقی در انجام فعالیت‌های یادگیری ضروری می باشد.

مقاله پژوهشی

بازنگری برنامه درسی کارشناسی ارشد فناوری آموزشی با رویکرد شایسته محوری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 آذر 1403

https://doi.org/10.22054/jti.2024.79909.1467

محمد رضا نیلی احمدآبادی

چکیده هدف از این پژوهش مطالعه برنامه درسی مبتنی بر شایستگی بوده که بصورت موردی در برنامه کارشناسی ارشد رشته تکنولوژی آموزشی پیاده گردیده است. رویکرد غالب در پژوهش، کیفی است. در مرحله اول با روش تحلیلی توصیفی، منابع مرتبط با برنامه درسی شایسته محور، بررسی گردید و در مرحله دوم با چند نفر از اعضای هیات علمی فناوری آموزشی که دوره کارشناسی ارشد این رشته را گذرانده‌اند، مصاحبه کیفی بعمل آمد. محورهای مصاحبه عبارتند از: میزان انطباق برنامه درسی با چهار معیار مهم شورایعالی انقلاب فرهنگی برای تدوین و بازنگری سرفصل ها یعنی کارآمدسازی، به‌روزرسانی، بومی‌سازی و اسلامی‌سازی، شایستگی‌های مورد نیاز برای دانش آموختگان رشته فناوری آموزشی و چالش‌های دوره با توجه به تجارب اساتید و متخصصین بود. متن مصاحبه‌ها پیاده و سپس با برنامه مکس کیودا 2020، کدهای باز مشخص و به کدهای زیرمقوله و کدهای مقوله‌ای تبدیل گردید. روش تحلیل در استخراج داده‌های مصاحبه، از نوع محتوای استقرایی با واحد تحلیل مضمون بود. از نتایج مصاحبه و همچنین مطالعات تطبیقی در خصوص دروس کارشناسی ارشد سایر دانشگاه های بین المللی، دروس مورد نیاز مشخص گردید. سپس شایستگی های لازم برای گذراندن هر درس استخراج گردید. نتایج حاصل از پژوهش، ضمن مشخص-کردن محورهای اصلی رشته فناوری آموزشی در دوره کارشناسی ارشد به تفکیک شایستگی، نشان داد که حذف گرایش فناوری آموزشی از کارشناسی و نیز نبود گرایش های جانبی، کارآیی دانش آموختگان را کاهش و از چالش های جدی برنامه محسوب می‌گردد

مقاله پژوهشی

آموزش استیم برای دانش‌آموزان با استعداد دوره ابتدایی: ‌یک مرور نظام‌مند

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 01 دی 1403

https://doi.org/10.22054/jti.2024.82644.1519

سارا بنی عامریان، اسماعیل زارعی زوارکی، مهدی واحدی، محمد رضا نیلی، علی دلاور

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارزیابی وضعیت فعلی پژوهش‌ها در ارتباط با آموزش استیم برای دانش‌آموزان با استعداد در دوره ابتدایی انجام گردیده است. این مطالعه به‌ صورت مرور نظام‌مند به تحلیل (1) نحوه استفاده از آموزش استیم برای دانش‌آموزان با استعداد، (2) فرصت‌ها و چالش‌های موجود در این نوع آموزش، و (3) تأثیر اجرای آموزش استیم بر پیشرفت دانش‌آموزان با استعداد انجام شده است. جستجو در پایگاه‌های داده‌ای معتبر شامل اسکوپوس، وب آف ساینس و وایلی برای مقالات منتشر شده از سال 2010 تا 2023 انجام گرفت. پس از مراحل غربال‌گری اولیه از بین 634 مقاله‌ی استخراج شده، در نهایت 17 مقاله منطبق با معیارهای پژوهش انتخاب شدند. در این مرور به بررسی ابعاد مختلف شامل روش‌ها، شرکت‌کنندگان، ابزارهای جمع‌آوری داده، و زمینه‌های پژوهشی پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که آموزش استیم می‌تواند نقش مهمی در ارتقای یادگیری و توانمندی دانش‌آموزان با استعداد ابتدایی داشته باشد و با وجود چالش‌های مختلف، فرصت‌های گسترده‌ای برای تقویت آن در آینده وجود دارد.

مقاله پژوهشی

تاثیر طراحی برنامه ی آموزش زبان فارسی مبتنی بر رویکرد یادگیری تلفیقی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اوتیسم با عملکرد بالا

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 30 دی 1403

https://doi.org/10.22054/jti.2024.81143.1491

علی اکبر عبداله زاده حسنکلو، اسماعیل زارعی زوارکی، پرویز شریفی درآمدی، فاطمه جعفرخانی، علی دلاور

چکیده هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر طراحی دوره برنامه ی آموزش زبان فارسی مبتنی بر رویکرد یادگیری تلفیقی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر اوتیسم با عملکرد بالا می باشد جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر و پسر اوتیسم با عملکرد بالای سال اول دبستان شهر اردبیل بود. برای نمونه گیری در این پژوهش 24 نفر از این دانش آموزان با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند که شامل 12 دانش آموز دختر و 12 دانش آموز پسر بودند که در دو گروه آزمایش و گواه به صورت تصادفی قرار داده شدند. روش اجرای پژوهش به این صورت بود که ابتدا چک لیست انگیزه پیشرفت تحصیلی( ولایتی) و پیش آزمون معلم ساخته درس فارسی اول ابتدایی برای دو گروه اجرا شد و سپس گروه آزمایش به مدت 15 جلسه درس زبان فارسی با استفاده از رویکرد یادگیری تلفیقی و پلتفرم quia و شاد در کنار آموزش حضوری تجربه کردند. پس از 15 جلسه برای دو گروه چک لیست انگیزش تحصیلی و آزمون پیشرفت تحصیلی در درس زبان فارسی اجرا شد داده ها با استفاده از نرم افزار spss( تجزیه و تحلیل کواریانس و t مستقل) بررسی و تحلیل شد و این نتایج به دست آمد: دانش آموزانی که با دوره یادگیری تلفیقی آموزش دیده انگیزش پیشرفت تحصیلی آنها افزایش یافته بود هم چنین میزان یادگیری درس زبان فارسی این دانش آموزان نسبت به دانش آموزانی که با دوره آموزشی حضوری، آموزش دیده بودند بیشتر بود و عملکرد بهتری داشتند.

مقاله پژوهشی

آموزش موسیقی برای دانش آموزان باهوش و بااستعداد: یک مرور نظام مند

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 بهمن 1403

https://doi.org/10.22054/jti.2025.79076.1454

راشد محمدیان، اسماعیل زارعی زوارکی، مهدی واحدی، نرگس ذاکرجعفری، علی دلاور

چکیده پژوهش حاضر یک مرور نظام‌مند بر اساس پریزما جهت بررسی آموزش موسیقی برای دانش آموزان باهوش و بااستعداد است. اهداف پژوهش شامل تعیین شیوه های شناسایی، آموزش، فناوری های کاربردی، چالش ها و پیشنهادات در حیطه دانش آموزان باهوش و با استعداد است. پس از انجام یک جستجوی نظام مند، مجموعه داده ای از 1464 مقاله شناسایی شد که از میان آنها 37 مقاله معیارهای تجزیه و تحلیل عمیق را داشتند. بر اساس نتایج، روش های متنوعی جهت آموزش موسیقی برای دانش آموزان باهوش و بااستعداد استفاده شده است. این روش ها در کنار بهره گیری از فناوری های مناسب، تاثیر مثبت و قابل توجهی بر توسعه تفکر خلاق، مهارت‌های اجتماعی و عاطفی داشته اند. از طرفی چالش هایی چون مدیریت زمان، بهبود مستمر و موانع فیزیکی و مالی در این فرایند وجود دارد. بر اساس یافته ها اگرچه پژوهش های گسترده ای در این حیطه انجام شده است و روش های متنوعی جهت شناسایی و آموزش موسیقی به دانش آموزان باهوش و بااستعداد به کارگرفته شده است اما مدل و الگوی مدون و استانداردی در این حیطه تبیین نشده است. پیشنهادات پژوهشی شامل به کارگیری فناوری‌های نوین برای افزایش خلاقیت و انگیزه، آموزش حرفه ای معلمان در استفاده از این فناوری‌ها، توسعه و تبیین الگو و برنامه‌های درسی انعطاف‌پذیر، انجام پروژه‌های موسیقایی خلاقانه و برقراری ارتباط با متخصصان موسیقی می شود.

مقاله پژوهشی

طراحی و اعتبار یابی الگوی یادگیری مبتنی بر تربیت فناورانه برای دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 19 تیر 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2025.83819.1540

حمیدرضا قربانی، اسمعیل زارعی زوارکی، مهدی واحدی، محمدرضا نیلی احمدآبادی، علی دلاور

چکیده مقدمه : تربیت فناورانه بعنوان یکی از ساحت های تربیتی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در ابتدا بایستی برای معلمان رقم بخورد که این معلمان فناور بتوانند موقعیت هایی را برای تربیت شدن دانش آموزان خود در این حوزه فراهم آورند . لذا پژوهش حاضر درصدد شناسایی مولفه ها و زیر مولفه های تربیت فناورانه و ترسیم الگوی یادگیری این امر برای دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان بوده است .
مواد و روش ها : رو ش این پژوهش آمیخته است. در بخش کیفی ، از تحلیل محتوای استقرایی و در بخش کمی از
نظر متخصصان استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی منابع مکتوب و محتوای مصاحبه اساتید و در بخش کمی متخصصین بودند. انتخاب نمونه ها در هر دو بخش به صورت هدفمند بوده است. جمع آوری داده ها در بخش کیفی با استفاده از تحلیل محتوای منابع و در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفت .
یافته ها : طبق تحلیل محتوای انجام شده، پنج لایه اصلی شناسایی و الگوی مفهومی و روندی تربیت فناورانه ارائه شد. این مقوله ها عبارتند از: مولفه های نظری تربیت فناورانه ، گام های زمینه ساز محیط فناورانه ، ویژگی های محیط فناورانه ، عوامل درگیر در تربیت فناورانه و پیامد تربیت فناورانه .
نتیجه گیری :
نتایج حاصله از اعتباریابی درونی بر اساس نظر متخصصان نشان داده است که الگوی یادگیری مبتنی بر تربیت فناورانه ارائه شده از اعتبار درونی مطلوبی برخوردار است و اثربخشی لازم را برای دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان داراست .

مقاله پژوهشی

سنتزپژوهی عوامل کلیدی موثر بر تصمیم گیری اعضای هیات علمی برای استفاده از چت‌بات‌های هوشمند به‌عنوان دستیاران مجازی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 مرداد 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2025.86769.1594

رحیم مرادی، مریم رجبیان ده زیره

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل تجارب و دیدگاه‌های اعضای اعضای هیئت‌علمی در استفاده از چت‌بات‌های هوشمند به‌عنوان دستیار مجازی در پاسخ‌گویی به سؤال‌های دانشجویان در دوره‌های تلفیقی به روش کیفی و با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. از روش تحلیل مضمون یا تحلیل تماتیک برای تحلیل دادههای پژوهش استفاده شد. مشارکت‌کنندگان بالقوه پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی با تخصص تکنولوژی آموزشی، آموزش از راه دور و فناوری اطلاع رسانی در آموزش عالی بود که تجربه تدریس در دوره‌های تلفیقی داشته و از فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی مانند چت‌بات‌ها استفاده کرده‌اند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و معیاری و براساس قاعده اشباع نظری تعداد 18 نفر از اعضای هیئت‌علمی دانشگاههای تهران، علامه طباطبائی، شهید بهشتی، تربیت مدرس، شهید رجایی، پیام نور، بوعلی سینا و اراک به‌عنوان نمونه آماری انتخاب و اشباع نظری حاصل شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل تماتیک کدگذاری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تجربه زیسته اعضای هیئت‌علمی در قالب 22 مضمون پایه و 10 مضمون سازمان‌دهنده تعریف می‌شود. براساس یافته‌‌های پژوهش مضامین پایه عبارتند از: 1. تاثیر چت‌بات‌ها بر کارایی تدریس ، 2 نگرانی‌های امنیتی و حریم خصوصی ، 3. اعتماد به فناوری ، 4. استفاده از چت‌بات‌ها در دوره‌های آنلاین 6. اثرات چت‌بات‌ها بر تعاملات انسانی ، 7.آموزش و توانمندی استادان برای استفاده از چت‌بات‌ها ، 9. چالش‌ها و محدودیت‌ها در استفاده از چت‌بات‌ها و 10. مزایای چت‌بات‌ها برای استادان .

مقاله پژوهشی

طراحی الگوی آموزشی مبتنی بر یادگیری سیار مختص کلاس های چند پایه ابتدایی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2025.85890.1587

اسماعیل فیروزی، اسماعیل زارعی زوارکی، محمد رضا نیلی، فاطمه جعفر خانی، محمد رضا فلسفی نژاد

چکیده این پژوهش با هدف طراحی الگوی آموزشی مبتنی بر یادگیری سیار مخنص کلاس های چند پایه ابتدایی انجام گردید. در راستای دستیابی به هدف پژوهش از روش تحلیل مضمون استفاده شد . در‌ این ‌پژوهش ،‌ ‌مقالاتی که ‌به ‌شیوه ‌هدفمند ‌انتخاب‌ شده ‌بودند ،‌ مورد‌ تحلیل‌ قرار ‌گرفت . بدین منظور از مصاحبه نیمه ساختار مند با 10 نفر از معلمان مجرب کلاس های چند پایه ابتدایی استفاده شد . نمونه آماری جهت تعیین مولفه های الگو تعداد 11 مقاله مرتبط با یادگیری سیار و کلاس های چند پایه ابتدایی بود . نمونه آماری مرحله اعتبار یابی درونی الگو تعداد 15 نفر از متخصصان تکنولوژی آموزشی و کلاس های چند پایه ابتدایی می باشند که به صورت هدفمند انتخاب شدند . پس از تحلیل کیفی و استخراج کد ها ، تعداد 7 مولفه و تعداد 22 زیر مولفه در قالب الگو آموزشی ارائه شد . ابتدا الگوی مفهومی که در بر گیرنده همه این عناصر بود طراحی شد و سپس الگوی روندی که الگوی کاربردی و قابل اجرا است طراحی و تدوین گردید . جهت بررسی اعتبار یابی درونی الگوی پیشنهادی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد . که روایی آن از طریق متخصصان تایید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 96% بدست آمد . نتایج اعتبار یابی درونی الگو نشان می دهد تمام معیار های الگوی پیشنهادی میانگین بالای 4 را کسب کرده اند و به عبارتی می توان گفت الگو از نظر متخصصان مورد تایید می باشد .

مقاله پژوهشی

بررسی تاثیر هوش مصنوعی فنی و مدیریتی بر نوآوری سازمانی با نقش تعدیل گر فرهنگ سازمانی دیجیتال

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 مرداد 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2025.84757.1561

اکبر جدیدی محمدابادی

چکیده هدف این پژوهش تعیین تاثیر هوش مصنوعی فنی و مدیریتی بر نوآوری سازمانی با نقش تعدیل گر فرهنگ سازمانی دیجیتال در اداره آموزش و پرورش منوجان بوده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت است از کلیه کارکنان اداره آموزش و پرورش منوجان که تعداد آن ها در سال 1403 به 1300 نفر بالغ گردیده است. از جامعه آماری مزبور بر اساس جدول کرجسی ومورگان (1970)، نمونه ای به حجم 297 نفر تعیین گردیده است که به روش تصادفی ساده مشخص شده است .ابزار گردآوری داده ها، سه پرسشنامه استاندارد مهارت های هوش مصنوعی میکالف و گوبتا(2021)، فرهنگ سازمانی دیجیتال مارتینز کارو و همکاران(2020) و پرسشنامه نوآوری سازمانی بوزیک و دیموزفسکی(2019) بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفته است یافته های پژوهش حاکی از آن است که: هوش مصنوعی فنی و مدیریتی بر نوآوری سازمانی با نقش تعدیل گر فرهنگ سازمانی دیجیتال تاثیر معناداری دارد. هوش مصنوعی ابزاری قدرتمند برای نوآوری در آموزش و پرورش است، اما پتانسیل آن تنها در صورتی محقق خواهد شد که با یک رویکرد جامع و استراتژیک، همراه با توجه ویژه به فرهنگ سازمانی دیجیتال و چالش‌های اجرایی مورد توجه قرار گیرد. با سرمایه‌گذاری در آموزش و توسعه مهارت‌های دیجیتال، ایجاد زیرساخت‌های لازم، و تدوین چارچوب‌های اخلاقی، اداره آموزش و پرورش می‌تواند از مزایای هوش مصنوعی برای ارتقای کیفیت آموزش و ایجاد یک سیستم آموزشی نوآور بهره‌مند شود.

مقاله پژوهشی

امکان‌سنجی کاربست هوش مصنوعی در انتخاب و سازمان‌دهی محتوای کتاب‌های درسی متناسب با تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان دوره ابتدایی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 مهر 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2025.85826.1576

رضا میرعرب رضی، صادق احمدی، داود طهماسب زاده شیخلار، امین پروری

چکیده توجه به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان در امر آموزش از همان دوره ابتدایی می‌تواند زمینه پرورش آن‌ها متناسب با نیازها و استعدادهایشان را فراهم سازد. در این راستا پیشرفت فناوری هوش مصنوعی می‌تواند با جمع‌آوری داده‌های منحصربه‌فرد هر یک از دانش‌آموزان در این زمینه نویدبخش باشد. لذا این پژوهش با هدف امکان‌سنجی کاربست هوش مصنوعی در انتخاب و سازمان‌دهی محتوای کتاب‌های درسی متناسب با تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان دوره ابتدایی انجام شد. رویکرد پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی است. از میان صاحب‌نظران، مدیران آموزشی و معلمانی که در زمینه هوش مصنوعی تخصص داشتند تعداد 14 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری داده‌ها انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته به صورت دستی و به روش کلایزی انجام شد. از تجزیه و تحلیل داده‌ها، 506 عبارت مهم استخراج شد که به 571 واحد معنایی فرموله شدند. در آخر واحدهای معنایی مشترک در دسته‌های کلی‌تری قرار گرفتند که حاصل آن، یافته‌های به دست آمده‌ در پژوهش بود که نشان‌دهنده 4 مضمون اصلی و 44 زیرمضمون بود. مضامین اصلی استخراج شده عبارت بودند از: چهارچوب کلی، پیامدها، راهکارها، موانع و چالش‌ها. مطابق با یافته‌های به دست آمده از پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که هوش مصنوعی می‌تواند در انتخاب و سازمان‌دهی محتوای کتاب‌های درسی متناسب با تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان دوره ابتدایی راهگشا باشد اما نیاز است تا موانع و چالش‌هایی در این زمینه مرتفع شود.

مقاله پژوهشی

طراحی مدل ارزیابی عملکرد کارآفرینانه دانشگاههای منتخب ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 مهر 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2025.85284.1571

محمد نیساری، سید رسول حسینی، علی بدیع زاده

چکیده دانشگاه‌ها در روند تکاملی خود سه نسل را پشت ســر گذاشته اند. در نسل سوم، دانشگاه‌ها علاوه بر آموزش و پژوهش، فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی و کارآفرینانه را جزئی از ماموریت‌های خود می‌دانند. هدف تحقیق حاضر طراحی مدلی برای ارزیابی عملکرد کارآفرینانه دانشگاه‌های منتخب ایران است. این مطالعه از روش تحقیق آمیخنه با طرح اکتشافی در دو مرحله 1-کیفی؛ با روش داده بنیاد و از طریق مصاحبه نیمه‌ساختار‌یافته، با خبرگان و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از روش تحلیل مضمون استراس و کوربین با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیو‌دی‌ای استفاده شد. پس از تائید گروه کانونی، ابعاد، مولفه‌ها و شاخص‌های الگوی عملکرد کارآفرینانه دانشگاه‌ها شناسائی و در مرحله 2-کمی؛ با استفاده از یک پرسشنامه محقق ساخته مستخرج از مرحله کیفی، در بین یک نمونه 57 نفری از خبرگان توزیع شد.روایی همگرا و پایایی پرسشنامه براساس ضریب آلفای کرونباخ، ضریبRho، پایایی‌ترکیبی و میانگین واریانس‌استخراج شده و برای سنجش اعتبار روایی واگرا از ضریب HTMT استفاده شد.داده‌های بخش کمی با استفاده از نرم افزارspss و Smart PLS تحلیل شدند. الگوی به دست آمده از این تحقیق نشان داد عوامل علی موجد ارزیابی عملکرد کارآفرینانه؛ فرهنگ، فرصت‌ها، شرایط-محیط و ساختارهای کارآفرینانه، نظام آموزشی و نظام پژوهشی و توانمندی‌ها بعنوان عوامل زمینه‌ای و ذینفعان اصلی و موانع بعنوان شرایط مداخله‌گر بر مطلوبیت ارزیابی عملکرد کارآفرینانه موثر است. راهبردهای ارزیابی ارتباط با جامعه و صنعت، ساختار و فرایندها و فعالیت‌های کارآفرینانه، موجب ایجاد پیامدهای توسعه، درآمدزایی، واحدهای‌فناور، خروجی‌ها و اثرات اجتماعی و اقتصادی بلندمدت که در نتیجه آن مدل ارزیابی عملکرد کارآفرینانه دانشگاه‌های منتخب ایران ایجاد می‌شود

مقاله پژوهشی

فرصت ها و چالش های ربات های اجتماعی کمکی در اختلال طیف اتیسم: مروری نظام مند

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 مهر 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2025.79952.1468

احمد احمدی، اسماعیل زارعی زوارکی، پرویز شریفی درآمدی، حسن رشیدی، علی دلاور

چکیده ارزیابی وضعیت پیشرفت پژوهش در مورد اعتماد به ربات‌ها و بررسی اینکه آیا پیشرفت‌های روش شناختی اخیر می‌تواند به توسعه ربات‌های قابل اعتماد کمک کند یا خیر ضروری است. این مطالعه حاصل 6 سال بررسی مطالعات در فاصله سال های 2018-2024 در زمینه تحقیقات ربات های اجتماعی در آموزش افراد دچار اختلال طیف اتیسم بود. کلید واژه های کاربردی مورد استفاده در این تحقیق شامل: «اختلال طیف اتیسم و ربات کمکی»، «اختلال طیف اتیسم و ربات مراقبت»، «اختلال طیف اتیسم و ربات اجتماعی» و « اختلال طیف اتیسم و تعامل انسان - ربات» بود که در پایگاه Scopus مورد جستجو قرار گرفت. در بررسی اولیه 502 سند شناسایی گردید که در گام اولیه غربالگری بر اساس دستورالعمل کیچنهام 121 مطالعه مرتبط حاصل شد؛ سرانجام در گام دوم غربالگری، با بررسی متن کامل اسناد مدنظر و ارزیابی این اسناد 30 سند وارد چرخه پردازش مطالعه شدند. تجزیه و تحلیل این اسناد حاکی از این بود که ربات های اجتماعی دارای مزایایی از جمله جذابیت، سادگی، قابلیت پیش بینی و انگیزشی بودن هستند. با این حال، وقتی صحبت از اعتماد به شرایط تعامل انسان و ربات در دنیای واقعی می‌شود، چالش‌ها باقی می‌ماند. چهار چالش اصلی شناسایی شده شامل اندازه‌گیری اعتماد، پل زدن ربات‌های قابل اعتماد و اعتماد انسانی، مدل‌های اعتماد غنی برای سناریوهای دنیای واقعی و ظاهر متفاوت ربات ها می باشد. بررسی می‌کنیم که چگونه پیشرفت‌های اخیر در روان‌سنجی، سیستم‌های قابل اعتماد، اخلاق ربات‌ها و یادگیری عمیق می‌تواند راه‌حلی برای هر یک از این مسائل ارائه دهد.

مقاله پژوهشی

تاثیر بازی وارسازی بر توانایی یادگیری خودراهبر دانش‌آموزان پایه ششم در درس ریاضی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 آبان 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2025.81365.1497

مریم واسوجویباری، نسرین محمدحسنی، یوسف مهدوی نسب

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر بازی‌وارسازی بر توانایی یادگیری خودراهبر دانش‌آموزان پسر پایه ششم ابتدایی، در درس ریاضی می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شبه‌آزمایشی، با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون، با گروه کنترل است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه یادگیری خودراهبر فیشر(2012) است. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان پایه ششم شهرستان جویبار در سال 03-1402 بود. با روش نمونه‌گیری در دسترس 36 نفر از دو مدرسه شهر جویبار انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 18 نفره آزمایش و گواه گمارش شدند. گروه آزمایش، طی 8 جلسه 45 دقیقه‌ای در محیط بازی‌وارسازی شده به یادگیری پرداختند. برای تحلیل داده‌ها از شاخص‌های آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که میانگین نمرات توانایی یادگیری خودراهبر دانش‌آموزان در گروه‌ بازی‌وارسازی شده، با افزایش 19/0 نسبت به گروه کنترل، به صورت معنادار افزایش داشت. همچنین نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس یادگیری، بیانگر تاثیر بازی‌وارسازی بر یادگیری خودراهبر (f=47/6 ، sig= 016/0)، بر مولفه خودمدیریتی (f=41/7، sig= 01/0)، بر انگیزش در یادگیری (f=61/3، sig=066/0) و خودکنترلی ( 25/11=f، sig=002/0) است. نتایج به دست آمده نشان داد که استفاده از بازی‌وارسازی بر توانایی یادگیری خودراهبر دانش‌آموزان پسر پایه ششم در درس ریاضی و بر هر سه مولفه توانایی یادگیری خودراهبر شامل خودمدیریتی، خودکنترلی و انگیزش در یادگیری تاثیر مثبت دارد.

مقاله پژوهشی

فناوری‌های کمکی مبتنی بر هوش مصنوعی برای افراد با آسیب بینایی: مرور نظام‌مند

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 آبان 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2025.86920.1598

اسماعیل زارعی زوارکی، راضیه تاج ور رستمی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی نظام‌مند فناوری‌های کمکی مبتنی بر هوش مصنوعی (AI) است که به منظور بهبود کیفیت زندگی افراد دارای آسیب بینایی طراحی شده‌اند. با توجه به رشد سریع تکنولوژی و نقش فزاینده هوش مصنوعی در توسعه ابزارهای هوشمند، این مطالعه تلاش می‌کند تا ضمن شناسایی و طبقه‌بندی فناوری‌های موجود، فرصت‌ها و چالش‌های موجود در کاربرد آن‌ها را تحلیل کند. روش تحقیق این مطالعه از نوع مرور نظام‌مند است. فرآیند انتخاب و تحلیل مقالات بر اساس دستورالعمل پریزما انجام شد و ارزیابی کیفیت مقالات با استفاده از چک‌لیست بتن صورت گرفت. از بین 40 مقاله اولیه، 23 مورد با معیارهای ورود مطابقت داشتند و وارد تحلیل نهایی شدند. یافته‌ها نشان داد که فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی در حوزه‌هایی چون شناسایی اشیاء، تشخیص چهره، خواندن متون، ناوبری، هشدار محیطی و تعامل اجتماعی نقش مؤثری دارند. ابزارهایی مانند عینک‌های هوشمند، اپلیکیشن‌های موبایلی، دستگاه‌های پوشیدنی، عصاهای مجهز به مکان یاب، حسگرهای هوشمند و سامانه‌های تشخیص متن از تصویر مورد بررسی قرار گرفتند. نتیجه‌گیری پژوهش بیانگر آن است که فناوری‌های کمکی مبتنی بر هوش مصنوعی، تحولی اساسی در زندگی افراد نابینا و کم‌بینا ایجاد کرده‌اند و به عنوان ابزاری توانمندساز، پتانسیل بالایی در ارتقای کیفیت زندگی آن‌ها دارند. با این وجود، نیاز به انجام پژوهش‌های بیشتر با مشارکت مستقیم کاربران، آزمون‌های میدانی در شرایط واقعی، و توسعه طراحی‌های کاربرمحور همچنان احساس می‌شود. همچنین، حمایت سیاست‌گذاران و طراحان شهری برای ادغام این فناوری‌ها در محیط‌های عمومی ضروری است.

مقاله پژوهشی

واکاوی تجارب زیسته اساتید از فرهنگ آموزش مجازی در آموزش عالی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 آبان 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2025.84466.1553

ثریا باقرشاهی، زهرا طالب، علیرضا صادقی

چکیده هدف از پژوهش حاضر فهم تجارب زیسته اساتید از فرهنگ آموزش مجازی در آموزش عالی بود. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد روش نمونه گیری هدفمند ابود. ابزار گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند بود. روش تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل مضمون صورت گرفت.جهت تامین اعتبار تحقیق، معیارهای لینکن و گوبا مورد استفاده قرار گرفت.تحلیل حاصل از مصاحبه-ها حاکی1 مضمون فراگیر 3 مضمون سازمان‌دهنده سطح اول و 11 مضمون سازمان‌دهنده سطح دوم و 25 مضمون پایه بود. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که آیتم های تاثیرگذار در فرهنگ آموزش مجازی در آموزش عالی عبارتند افزایش حجم تعاملات علمی،تسریع تعاملات علمی،از بین رفتن موانع سنتی تعاملات علمی، نزدیک شدن محافل علمی درون دانشگاهی به یکدیگر،شبکه سازی بین اساتید دانشگاه،افزایش ارتباطات بین رشته ای درون دانشگاه، افزایش ارتباطات بین دانشگاه های مختلف،افزایش ارتباطات بین اساتید دانشگاه های مختلف، افزایش تعاملات علمی بین المللی،تسریع در اشتراک دانش با مجامع علمی بین المللی، استفاده از روش های نوین ارتباطی در مروادات علمی،بهبود و افزایش کارایی ارتباطی بین اساتید، کاهش رعایت موازین و تعهدات علمی در بین اساتید،افزایش دانش سطحی در بین اساتید،افزایش سرقت علمی، بهبود فرایند تدریس،بهبود تولید دانش با استفاده از شیوه های نوین،تدریس مشارکتی، عدم لمس عاطفی استاد توسط دانشجو،از بین رفتن حیات عاطفی بین استاد و دانشجو، عدم حضور و پشتیبانی عاطفی اساتید نسبت به یکدیگر،زیست عاطفی انفرادی اساتید در تدریس، از بین رفتن حیاط عاطفی مشترک بین اساتید، بی روح شدن فضای فیزیکی دانشگاه،بی معنا شدن کالبد فیزیکی دانشگاه

مقاله پژوهشی

تدوین و اعتباریابی الگوی کیفیت آموزش ابتدایی با تاکید بر نقش فناوری های نوظهور: رویکرد آمیخته

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 آبان 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2025.84549.1556

زهره ابراهیمی، صمد برزویان شیروان، عباس عباس پور، مرتضی طاهری، اسماعیل زارعی زوارکی

چکیده این پژوهش با رویکردی آمیخته، به دنبال اعتبارسنجی و تدوین الگویی برای کیفیت آموزش ابتدایی با تأکید بر نقش فناوری‌های نوظهور است. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 17 نفر از متخصصان حوزه آموزش و فناوری جمع‌آوری و با استفاده از روش نظریه مبنایی (Grounded Theory) تحلیل شدند. پس از دستیابی به اشباع نظری، کدگذاری مصاحبه‌ها منجر به شناسایی 264 کد باز، 22 مقوله محوری، 6 مقوله کلی و 134 مفهوم پایه مرتبط با الگوی کیفیت آموزش ابتدایی در عصر فناوری‌های نوظهور گردید. این یافته‌ها، درکی عمیق‌تر از عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش ابتدایی و نقش فناوری در ارتقای آن ارائه می‌دهند. در بخش کمی، از پرسشنامه محقق‌ساخته و روش نمونه‌گیری خوشه‌ای استفاده شد. جامعه آماری نیز مدارس ابتدایی شهر تهران بود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بهبود کیفیت آموزش ابتدایی با بهره‌گیری از فناوری‌های نوظهور، نیازمند توجه همه‌جانبه به عوامل شناسایی‌شده و ایجاد هماهنگی بین آن‌هاست. این نتایج می‌تواند به سیاست‌گذاران، مدیران و معلمان در راستای بهبود آموزش ابتدایی مبتنی بر فناوری‌های نوظهور یاری رساند. کلیدواژه‌ها: آموزش و پرورش ابتدایی، کیفیت آموزشی، فناوری‌های نوظهور، هوش مصنوعی، گرندد‌تئوری.

مقاله پژوهشی

سنتز پژوهی مدل‌های آموزشی در دوران کرونا در ایران و ارائه مدل بهینه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 آبان 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2025.87776.1615

مریم قربانی، محمدرضا نیلی احمدآبادی، اسماعیل زارعی زوارکی، عباس عباسپور، محمد عسگری

چکیده آموزش جز جدانشدنی فعالیت‌های بشری است و در همه شرایط عادی و خاص و بحرانی ادامه‌دار خواهد بود. ازاین‌رو پژوهش حاضر باهدف ارائه الگوی بهینه آموزشی در شرایط خاص همچون همه‌گیری کرونا انجام شد. پژوهش حاضر از نوع پژوهش‌های کیفی و سنتز پژوهی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مقالات معتبر علمی منتشرشده در مجلات معتبر وزارتین در بین سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۴ و در حوزه آموزش عالی بود. درنهایت ۱۱ پژوهش باقاعده اشباع برای سنتز انتخاب شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که مدل‌های آموزشی مورداستفاده دارای ۱۳ مؤلفه انگیزه و اضطراب، تدریس، ارزشیابی، فناوری، مهارت‌ها، عناصر آموزش و کلاس درس، پشتیبانی، اساتید، دانشجویان،‌تعاملات، پیش‌نیازها،‌اهداف آموزشی و محتوا است. همچنین مدل بهینه آموزشی می‌بایست به مواردی همچون روش‌های تدریس دارای انعطاف بالا و هم‌چنین کسب آمادگی قبلی، ارزشیابی مستمر کل مدل آموزشی علاوه بر ارزشیابی میزان یادگیری فراگیران، سیستم به‌روز رسان خودکار و همگام‌سازی شده با فناوری‌های نوین در قالب یک کیف نجات آموزشی برای شرایط بحران باشد.

مقاله پژوهشی

تحلیل مهارت‌های ادراک دیداری کودکان پیش‌دبستانی در معرض خطر اختلال یادگیری خاص با استفاده از آزمون فراستیگ

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 آذر 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2025.89058.1640

مینا فرج پور، اسماعیل زارعی زوارکی، پرویز شریفی درآمدی

چکیده ادراک دیداری به ‌عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی یادگیری، نقش مهمی در رشد تحصیلی کودکان ایفا می‌کند. این پژوهش با هدف تحلیل مهارت‌ ادراک دیداری و مؤلفه‌های آن در کودکان پیش‌دبستانی در معرض خطر اختلال یادگیری خاص با استفاده از آزمون فراستیگ انجام شد. پژوهش از نوع مقطعی توصیفی با رویکرد تحلیل مقایسه‌ای بود. جامعه آماری شامل کودکان پیش‌دبستانی در معرض خطر اختلال یادگیری خاص در مراکز پیش‌دبستانی شهر داراب در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. نمونه‌گیری به ‌صورت هدفمند انجام شد و با استفاده از پرسشنامه نشانه‌های ناتوانی‌های یادگیری استیل (2004)، ۱۶ کودک (۸ دختر و ۸ پسر) انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از آزمون فراستیگ جمع‌آوری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میانگین بهره ادراکی کودکان (81/8) پایین‌تر از هنجار بوده و ضعف قابل‌توجهی در مؤلفه تشخیص شکل از زمینه مشاهده شد. دختران در اکثر مؤلفه‌های ادراک دیداری، به‌ویژه تشخیص شکل از زمینه، عملکرد بهتری نسبت به پسران داشتند. در نتیجه، یافته‌ها بر لزوم طراحی مداخلات آموزشی هدفمند برای تقویت مهارت‌های ادراک دیداری، به‌ویژه در کودکان در معرض خطر اختلال یادگیری خاص تأکید دارد.

مقاله پژوهشی

شایستگی دیجیتال معلمان و تدریس فناورانه: تحلیلی مضمون‌محور

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 آذر 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2025.86739.1593

شراره صادقی، فرنوش اعلامی، غلامرضا شمس، اباصلت خراسانی

چکیده هدف پژوهش حاضر، تحلیل مضمون مطالعات مرتبط با شایستگی دیجیتال معلمان با رویکردی نظام‌مند به‌منظور شناسایی وضعیت موجود، عوامل مؤثر و راهکارهای ارتقاء آن است. جامعه پژوهش شامل 41 مقاله علمی داخلی و خارجی منتشرشده در بازه زمانی سال‌های 2015 تا 2025 بود که با استفاده از روش تحلیل مضمون کیفی و با بهره‌گیری از نرم‌افزار MAXQDA مورد بررسی قرار گرفتند. فرایند کدگذاری شامل سه مرحله کدهای اولیه، کدهای فرعی و مضامین نهایی بود. یافته‌ها در پاسخ به سه سؤال پژوهشی حاکی از آن است که سطح شایستگی دیجیتال معلمان در اغلب مطالعات در حد متوسط ارزیابی‌شده و ضعف‌هایی به‌ویژه در ابعاد «توانمندسازی یادگیرنده» و «مشارکت حرفه‌ای» مشاهده می‌شود. عوامل مؤثر بر این شایستگی در دو دسته فردی (نظیر خودکارآمدی، نگرش نسبت به فناوری و تجربه حرفه‌ای) و سازمانی (نظیر زیرساخت‌ها، سیاست‌گذاری و حمایت مدیران) دسته‌بندی شدند. همچنین راهبردهای ارتقاء شایستگی دیجیتال شامل آموزش‌های حرفه‌ای مستمر، استفاده از چارچوب‌های استاندارد نظیر DigCompEdu و بومی‌سازی آن‌ها متناسب با بافت فرهنگی کشورها گزارش گردید. نتایج این تحلیل نشان می‌دهد که ارتقاء پایدار شایستگی دیجیتال معلمان نیازمند برنامه‌ریزی در سه سطح فردی، نهادی و ساختاری است؛ به‌گونه‌ای که فناوری به بخشی از هویت حرفه‌ای معلمان در تدریس و آموزش تبدیل شود، نه صرفاً ابزاری جانبی در فرایند تدریس.

مقاله پژوهشی

تاثیر واقعیت افزوده بر مهارت حل مسئله دانش آموزان: مرور نظام‌مند

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 آذر 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2025.89789.1653

اکبر مومنی راد، حدید قهرمانی تولابی

چکیده هدف این مطالعه نظام‌مند، بررسی تأثیر فناوری واقعیت افزوده بر مهارت حل مسئله در دانش‌آموزان و تعیین چگونگی کمک این فناوری به بهبود توانایی آن‌ها در حل مسائل پیچیده بوده است. برای دستیابی به این هدف، یک جستجوی گسترده در پایگاه‌های علمی معتبر اسکوپوس و وب آف ساینس انجام گرفت و بر اساس پروتکل‌های دقیق ورود و خروج، ۹ مقاله مرتبط انتخاب و مورد تحلیل جامع قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل نشان داد که واقعیت افزوده تأثیر مثبتی بر یادگیری دانش‌آموزان دارد؛ به طور مشخص، این فناوری به بهبود درک مفاهیم، تقویت تفکر انتقادی، افزایش انگیزه یادگیری و ارتقای عملکرد حل مسئله کمک می‌کند. واقعیت افزوده با ایجاد محیط‌های یادگیری تعاملی و جذاب، یادگیری فعال و مشارکتی را تسهیل می‌کند، هرچند چالش‌هایی مانند محدودیت‌های فنی و نیاز به آموزش معلمان نیز شناسایی شدند. با توجه به این یافته‌ها، استفاده از واقعیت افزوده به عنوان یک ابزار نوآورانه و قدرتمند آموزشی، می‌تواند تحولی چشمگیر در فرآیند یادگیری و ارتقای مهارت‌های حل مسئله دانش‌آموزان ایجاد کند و بنابراین، به‌کارگیری این فناوری در محیط‌های آموزشی توصیه می‌شود.

مقاله پژوهشی

طراحی و اعتباریابی الگوی کتاب درسی دانشگاهی الکترونیکی مبتنی بر رویکرد سازنده‌گرایی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 بهمن 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2026.88209.1623

طالب زندی

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی کتاب درسی دانشگاهی الکترونیکی مبتنی بر رویکرد سازنده‌گرایی به آموزش و یادگیری انجام شد. برای این هدف از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی نتایج پژوهشی مرتبط با موضوع، منتشر شده در پایگاه‌های اطلاعاتی علمی داخلی و خارجی بود. از طریق روش نمونه‌گیری هدفمند تعداد 37 مقاله پژوهشی انتخاب و تحلیل شد. تحلیل و استخراج یافته‌ها در سه مرحله کد‌های نمونه، مقوله‌های جزئی و مقوله‌های کلی به روش کوربین و اشتراوس انجام شد. در نتیجه، تعداد 8 مؤلفه اصلی شامل: زمینه ساخت دانش واقعی، محتوای یادگیرنده محور، نمایش محتوا، فعال‌سازی دانش، زمینه‌سازی تعامل اجتماعی، پشتیبانی محتوا، زمینه‌سازی کاربست محتوا، و ارزشیابی چندگانه و بازخورد به دست آمد. با مراجعه به نظرات متخصصان و مبانی نظری مربوطه، آرایش مؤلفه‌ها مشخص، و الگوی کتاب درسی دانشگاهی الکترونیکی مبتنی بر رویکرد سازنده‌گرایی طراحی شد. اعتباریابی الگو توسط 20 نفر از متخصصان تکنولوژی و طراحی آموزشی، و با استفاده از یک پرسشنامه محقق ساخته الکترونیکی 10 سؤالی انجام شد. ملاک انتخاب متخصصان، تألیف حداقل یک مقاله علمی در مورد رویکرد سازنده‌گرایی در آموزش و یادگیری بود. تحلیل داده‌های حاصل از نظر متخصصان با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون t تک نمونه‌ای) و توسط نرم‌افزار SPSS انجام، و اعتبار الگو تأیید شد. در پایان، بر مبنای مؤلفه‌های الگو، دستورالعمل‌های کاربردی برای طراحی کتاب درسی دانشگاهی الکترونیکی توسعه یافت. انتظار می‌رود استفاده از این الگو در طراحی محتوای کتاب درسی دانشگاهی الکترونیکی به تسهیل یادگیری اثربخش از کتاب کمک کند.

مقاله پژوهشی

ارائه الگوی بومی دوره های برخط آزاد انبوه (موک) در دانشگاه فرهنگیان به روش تئوری داده بنیاد

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 بهمن 1404

https://doi.org/10.22054/jti.2026.89940.1655

محمد جعفریان جزی، زهرا صباغیان، مجتبی معظمی

چکیده پیشینه و اهداف:با توجه به ضرورت سازگار شدن دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی کشور ایران با شیوه های مختلف یادگیری و طرحهای آموزشی آنلاین و جدید جهت تضمین کیفیت در ارائه خدمات به کاربران و سازگاری با فضاهای فناوری ای که به صورت آنلاین رشد و توسعه مییابند انجام پژوهش در خصوص ارائه الگوی بومی دوره های برخط آزاد انبوه (موک) در دانشگاه فرهنگیان به منظور ایجاد یک چارچوب مفهومی و توسعه مبانی نظری آن است.
روش‌ها‌: روش این پژوهش از نوع پژوهشهای کیفی است که با استفاده از رویکرد مبتنی بر تئوری داده بنیاد توصیفی انجام گرفت. مشارکت- کنندگان در این پژوهش 16 نفر از خبرگان جامعۀ علمی دانشگاهی و متخصصان آموزش عالی در زمینه دوره های برخط آزاد انبوه و مدیران دانشگاه فرهنگیان بودند.تمامی افراد حجم نمونه مورد مطالعه با روش نمونه گیری هدفمند و با استفاده از تکنیک گلوله برفی و بر حسب تجربه وآشنایی کلی با موضوع انتخاب شدند.داده ها از طریق مصاحبه، به روش هدایت کلیات و به صورت نیمه ساختاریافته،گردآوری شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت.داده ها بااستفاده از روش تحلیل محتوای استقرایی در سه سطح باز، محوری و گزینشی تحلیل شد.
یافته‌ها:به روش تئوری داده بنیاد است که در پنج بعد شایستگی اجتماعی،فردی،فنی،نگرشی و فرهنگی و یادگیری تحلیل شد.این عوامل محیطی (یادگیری موثر) بر پایه شرایط علی شکل گرفته اند و به راهبردهای روش های اجرایی بومی موک منجر میگردد.
نتیجه‌گیری:دانشگاه فرهنگیان با اتخاذ تدابیرمناسب در راستای این چالش ها،میتواند بسترسازی مناسب رابرای این نوآوری درعرصه یاددهی یادگیری فراهم سازد.

مقاله پژوهشی

سناریوهای مدیران مدارس برای راه اندازی آزمایشگاههای مجازی مبتنی برهوش مصنوعی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 خرداد 1405

https://doi.org/10.22054/jti.2026.91643.1685

فرهاد شفیع پور مطلق

چکیده مدیریت مدرسه با بهره‌گیری از آزمایشگاه‌های مجازی، کیفیت یادگیری را از طریق شبیه‌سازی‌های تعاملی افزایش داده، هزینه‌های تجهیزات را کاهش و دسترسی به آزمایش‌های پیچیده را از راه دور فراهم می کند. این ابزارها با تقویت کنجکاوی، تفکر انتقادی و مهارت‌های عملی بدون خطر خطا، محیطی پویا برای آموزش (به‌ویژه دروس علوم) ایجاد می‌کنند. البته مدیریت مدرسه یک علم است و توسعة علم نیازمند آزمایشگاه است هدف این پژوهش،ارائه و تبیین سناریوهای مدیران مدارس برای راه اندازی آزمایشگاههای مجازی مبتنی برهوش مصنوعی بوده است.پژوهش به شیوه چندروشی (آینده پژوهی از نوع سناریونویسی،و نظریه داده بنیاد) صورت گرفت. میدان پژوهش را کلیه اساتید رشته های مدیریت آموزشی و فناوری هوش مصنوعی و مقالات منتشر شده در بازه زمانی 2026-2020 برای مقالات خارجی و باز زمانی 1404-1399 برای مقالات ایرانی تشکیل دادند. نمونه گیری به شیوه هدفمند تا حد اشباع و کفایت اطلاعات به تعداد 29 مقاله و18 نفر از اساتید خبره انچام شد.ابزار پژوهش شامل مصاحبه عمیق و خوانش متن مقالات بوده است.اعتباریابی به شیوه سه سوسازی انجام گرفت. بطور کلی نتایج نشان داد، سناریوهای راه‌اندازی آزمایشگاه‌های مجازی مبتنی بر هوش مصنوعی در مدارس یک ماتریس 2×2 بدین قرارند: سناریوی اول«پیشتار دیجیتال»، سناریوی دوم«سناریوی حرکت تدریجی» ،سناریوی سوم«تعلیق فناوری»، وسناریوی چهارم«نوآوری کم هزینه». در مجموع ترکیب این چهار سناریو نشان می‌دهد که مدارس بسته به میزان آمادگی دیجیتال و منابع، میان شتاب‌گیری تحول فناورانه و احتیاط تدریجی در به‌کارگیری آزمایشگاه‌های مجازی مبتنی بر هوش مصنوعی در نوسان‌اند و هیچ مسیر واحدی بر همه محیط‌ها غلبه ندارد.

مقاله پژوهشی

شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش نوآوری هوش مصنوعی در سازمان های آموزش محور: یک مرور نظام‌مند کیفی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 خرداد 1405

https://doi.org/10.22054/jti.2025.86215.1580

عارف شمس، سید عبداله امین موسوی، محمد ملکی نیا

چکیده با گسترش سریع فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوش مصنوعی، تحول در شیوه‌های یاددهی-یادگیری و نظام‌های مدیریتی آموزشی بیش از پیش ضرورت یافته است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر پذیرش نوآوری هوش مصنوعی در سازمان‌های آموزش‌محور با تمرکز برآموزش عالی انجام شد. این مطالعه به روش کیفی فراترکیب و بر اساس الگوی هفت‌مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو اجرا گردید. ابتدا با جستجوی نظام‌مند در پایگاه‌های علمی معتبر داخلی و بین المللی به زبان های فارسی و انگلیسی، 1279 مقاله در بازه زمانی 2015 تا 2025 بررسی شد که در نهایت 61 مقاله با بهره‌گیری از ابزار ارزیابی CASP برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. داده‌ها با رویکرد سازه-متغیر و بر اساس چارچوب‌های نظری متعدد استخراج‌شده از مقالات منتخب مانند TAM، UTAUT،TOE ، TRI و ... تحلیل و دسته‌بندی شدند. برای اعتبارسنجی یافته‌ها، از تکنیک دلفی فازی بهره گرفته شد. نتایج حاکی از آن است که عوامل تاثیر گذار شامل شش سازه اصلی: موتورهای انگیزشی دیجیتال (حوزه فردی)، پروتکل‌های تعامل فناوری (حوزه فناورانه)، موتورهای همگامی سازمانی (حوزه سازمانی)، شبکه‌های تطبیق محیطی (حوزه محیطی)، آستانه‌های شناختی و احساسی دیجیتال (حوزه شناختی-عاطفی) و عوامل تطبیق‌پذیری هوشمند (حوزه تطبیقی) شناسایی شدند. مدل مفهومی ارائه‌شده می‌تواند به سیاست‌گذاران آموزشی، مدیران و طراحان محیط‌های یادگیری هوشمند در بومی‌سازی و پیاده‌سازی استراتژی‌های مؤثر کمک نماید. بر پایه یافته‌ها، پیشنهادهایی برای تسهیل به‌کارگیری نوآوری‌های هوش مصنوعی در نظام‌های آموزش عالی ارائه شده است.

مقاله پژوهشی

طراحی مدل ارتقاء حضور سازنده در محیط‌های یادگیری تلفیقی دوره ابتدایی با رویکرد فراترکیب

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 خرداد 1405

https://doi.org/10.22054/jti.2026.86500.1588

حسین مرادی مخلص، امیرحسین عموئی رازانی

چکیده در چشم انداز پویا و همیشه در حال تحول آموزش قرن بیست و یکم، محیط یادگیری تلفیقی به عنوان یک پارادایم نوآورانه ظاهر شده است که باعث همگرایی حضور سازنده دانش‌آموز ابتدایی در محیط سنتی با محیط مجازی می‌شود. هدف این پژوهش، طراحی مدل ارتقاء حضور سازنده در محیط‌های یادگیری تلفیقی دوره ابتدایی با رویکرد فراترکیب است. این پژوهش از منظر هدف، کاربردی؛ از لحاظ منظر داده، کیفی و از منظر شیوه اجرا جزء پژوهش‌های فراترکیب با رویه هفت مرحله‌ای سندولوسکی و بارسو (2006) بود. کلیدواژه‌های مشخص در پایگاه‌های اطلاعاتی؛ مجلات نور، مگیران، سیویلیکا، گنج؛ علم نت؛IJET ، Eric،Scopus ، Science direct و Google scholar به جمع‌آوری پرداخته شد که پس از چندین مرحله غربالگری نهایتاً 26 واحد مطالعاتی انتخاب شد و در ادامه با کدگذاری و تحلیل مضمون به مدل 6 مرحله‌ای ختم گردید. مدل به دست آمده شامل مراحل طراحی و سازماندهی آموزشی، گفتمان تسهیل‌کننده، آموزش معنادار، حمایت عاطفی، فعالیت‌های یادگیری مشارکتی و ارزیابی مستمر و بازخورد براساس پنج مقوله؛ توسعه حرفه‌ای، مشارکت دانش‌آموزان، مشارکت اجتماعی، پشتیبانی فناوری و بهبود مداوم می‌باشد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که مدل ارائه شده می‌تواند نیازهای متنوع دانش‌آموزان و معلمان دوره ابتدایی در محیط‌های یادگیری تلفیقی با حضور سازنده برآورده ‌کند و به طور یکپارچه با تقاضاهای در حال تحول انسان‌های امروز سازگار ‌شود. با دنبال کردن این‌گونه مدل‌ها، معلمان و سیاست‌گذاران می‌توانند راهبرد‌هایی را ارائه کنند که حضور سازنده را پرورش می‌دهند و منجر به تجارب غنی‌تر یادگیری و بهبود نتایج آموزشی در محیط‌های آموزشی تلفیقی مدارس ابتدایی می‌شود.

مقاله پژوهشی

تحلیل محتوای کتاب‌های کار و فناوری دوره متوسطه اول از منظر میزان توجه به مؤلفه‌های شهروندی دیجیتال

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/jti.2026.87688.1614

سارا عابدی کوشکی، زهرا باشتنی

چکیده در جهان دیجیتال امروز، آشنایی با مهارت‌های دیجیتال و پایبندی به اصول امنیت، آداب معاشرت و قوانین فضای مجازی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای دانش‌آموزان به شمار می‌رود. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان توجه به مؤلفه‌های سواد دیجیتال در کتاب‌های درسی کار و فناوری دوره متوسطه اول انجام شده است. این مطالعه با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوا و به‌کارگیری تکنیک آنتروپی شانون صورت گرفته است. داده‌های پژوهش از محتوای کتاب‌های کار و فناوری دوره متوسطه اول استخراج و بر اساس شاخص‌های تعریف‌شده در قالب هشت مؤلفه اصلی سواد دیجیتال طبقه‌بندی گردیدند. در ادامه، در گام بعدی میزان توجه به هر مؤلفه از طریق محاسبه وزن‌های نرمال‌شده و رتبه‌بندی شاخص‌ها مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مؤلفه‌های «سواد دیجیتال» و «ارتباطات دیجیتال» بیشترین میزان توجه را در محتوای کتاب‌های درسی به خود اختصاص داده‌اند، در حالی که مؤلفه‌های «امنیت دیجیتال»، «حقوق و مسئولیت‌های دیجیتال»، «تجارت دیجیتال» و «سلامت و تندرستی دیجیتال» کمترین پوشش محتوایی را داشته‌اند. همچنین، شاخص‌هایی نظیر اتصال به اینترنت، استفاده از مرورگرها و موتورهای جست‌وجو از اهمیت بالاتری برخوردار بوده‌اند، اما موضوعاتی نظیر قوانین تجارت الکترونیک و حفاظت از حریم خصوصی، با وجود اهمیت بنیادین، کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. با توجه به نقش فزاینده مهارت‌های دیجیتال در زیست روزمره و نظام آموزشی، بازنگری و روزآمدسازی محتوای آموزشی کتاب‌های درسی به منظور انطباق با اقتضائات دنیای دیجیتال، ضرورتی انکارناپذیر به نظر می‌رسد.

مقاله پژوهشی

تأثیر کاربرد ابزارهای هوش مصنوعی در آموزش ترجمه بر سواد سنجش و توسعه حرفه‌ای مدرسان ترجمه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/jti.2026.88870.1636

مهرناز پوست فروش

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر کاربرد ابزارهای هوش مصنوعی در آموزش ترجمه بر سواد سنجش و توسعه حرفه‌ای مدرسان ترجمه بود. روش تحقیق نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه مدرسان ترجمه در شهر شیراز (شامل اعضای هیئت علمی، مدرسان حق‌التدریس، مدرسان دانشگاه آزاد/غیردولتی، مدرسان مؤسسات زبان دارای کلاس/کارگاه ترجمه، مدرسان دوره‌های آمادگی آزمون‌های ترجمه و ترجمه تخصصی) بود که از بین آن 50 نفر با روش نمونه‌گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه محقق ساخته سواد سنجش و توسعه حرفه‌ای نوا (2008) بود. داده‌ها با روش تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌های پژوهش نشان داد ابزارهای هوش مصنوعی در آموزش ترجمه بر سواد سنجش مدرسان درس/دروس ترجمه تأثیر دارد (05/0>P). ابزارهای هوش مصنوعی در آموزش ترجمه بر توسعه حرفه‌ای مدرسان درس/دروس ترجمه تأثیر دارد (05/0>P). بر این اساس می توان نتیجه گرفت که هوش مصنوعی نه‌تنها ابزاری فناورانه، بلکه عاملی تحول‌زا در ‌فرآیند یاددهی ـ یادگیری و رشد حرفه‌ای مدرسان ترجمه است. با این حال، برای بهره‌برداری اثربخش از این ظرفیت، لازم است زیرساخت‌های فناورانه، آموزش مهارت‌های دیجیتال، و سیاست‌های اخلاقی و داده‌محور در محیط‌های آموزشی تقویت شوند.

مقاله پژوهشی

روابط ساختاری کیفیت معلم دوره متوسطه در تدریس با ICT با باورها، نگرش و نیت رفتاری پذیرش فناوری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 تیر 1405

https://doi.org/10.22054/jti.2026.89180.1641

محمد احمدی ده قطب الدینی، محمد شرفی، رضا میرزائی راد، طاهره مرادی شهربابک

چکیده این مطالعه با هدف بررسی روابط ساختاری بین کیفیت معلم در تدریس با ICTبا سازه‌های مدل پذیرش فناوری دیویس همچون سهولت، و سودمندی ادراک شده، نگرش و نیت رفتاری کاربرد فناوری در فرایند آموزش معلمان متوسطه انجام گرفت. به این منظور از روش توصیفی- همبستگی استفاده شد و 150 معلم از شهر شهربابک(255N=) به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای دو مرحله‌ای انتخاب شد. داده‌های مولفه‌های مدل پذیرش فناوری با استفاده از گویه‌های مطالعه گاردنر و آموروسو(2004)، کلوپینک و مک کنی (2004)، و خرده مقیاس کیفیت معلم از مقیاس آموزش با ICT هالاوانی (2015) جمع‌آوری شد و با روش تحلیل مسیر تحلیل شد. نتایج نشان داد اثر مستقیم کیفیت معلم در آموزش با ICT بر سهولت ادراک شده و نگرش نسبت به کاربرد فناروی مثبت و معنی‌دار است اما بر نیت رفتاری و سودمندی ادراک شده کاربرد فناوری اثر معنی‌داری نداشت. نتایج واسطه‌ای ساده نشان داد سهولت ادراک شده کاربرد فناوری نقش واسطه‌ای مثبت و معنی‌داری در رابطه بین کیفیت معلم در آموزش با ICT و سودمندی ادراک شده کاربرد فناوری دارد. همچنین سهولت ادراک شده و نگرش نسبت به کاربرد فناوری نقش واسطه‌ای زنجیره‌ای مثبت و معنی‌دار در رابطه بین کیفیت معلم در آموزش با ICT و نیت رفتاری کاربرد فناوری داشتند. این نتایج نشان داد نگرش نسبت به کاربرد فناوری و سهولت ادراک شده کاربرد فناوری نقش مهمی در انتقال اثر کیفیت معلم در آموزش با ICT بر نیت رفتاری کاربرد فناوری ایفاء می‌کنند.

بررسی رابطه بین اعتیاد به اینترنت و اهمال‌کاری تحصیلی در دانش آموزان متوسطه

دوره 1، شماره 3، تابستان 1394، صفحه 89-106

https://doi.org/10.22054/jti.2015.1818

فریده حمیدی، مجید مهدیه نجف آبادی، ثمانه نمازیان نجف آبادی

چکیده اهمال‌کاری تحصیلی یکی از موانع موفقیت تحصیلی و اهداف آموزشی است. با توجه به اینکه رایانه و اینترنت ابزار ضروری زندگی مسبب تسهیل زندگی مردم امروز است، از طرف دیگر خطرات جدیدی را به ارمغان آورده است؛ که یکی از این مخاطرات می‌تواند ایجاد اهمال‌کاری تحصیلی باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین اعتیاد به اینترنت و اهمال‌کاری تحصیلی در دانش آموزان متوسطه بود. این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان مدارس متوسطه شهر نجف‌آباد در سال تحصیلی 94-1393 بود؛ که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تک‌مرحله‌ای یک دبیرستان انتخاب گردید حجم نمونه برابر 124 دانش‌آموز بود. ابزار پژوهش پرسشنامه اعتیاد اینترنت یانگ و پرسشنامه اهمال‌کاری تحصیلی سواری است. داده‌ها به روش همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین اعتیاد به اینترنت و اهمال‌کاری تحصیلی رابطه مثبت 52/0= r برقرار است (P≤0.01) و اعتیاد به اینترنت 9/26 درصد واریانس اهمال‌کاری تحصیلی را پیش‌بینی می‌نماید. در دانش آموزان غیر معتاد به اینترنت این ضریب همبستگی به 46/0= r کاهش می‌یابد (P≤0.01). پس به‌طور گروهی می‌توان گفت که وابستگی به اینترنت پیش‌بینی کننده خوبی برای اهمال‌کاری تحصیلی می‌تواند باشد و در دانش‌آموزان غیر معتاد به اینترنت این پیش‌بینی ضعیف‌تر است بدین معنی وابستگی کمتر به اینترنت خطر اهمال‌کاری را بیشتر کاهش می‌دهد. از نتایج حاصل می‌توان به لزوم انجام راهکارهایی برای پیشگیری و مقابله با وابستگی به اینترنت پی برد.

تحلیل کاربست فناوری آموزشی در بهبود و ارتقای کیفیت فرآیند یاددهی- یادگیری در آموزش های فنی و حرفه ای

دوره 3، شماره 10، بهار 1396، صفحه 49-70

https://doi.org/10.22054/jti.2020.2183.1050

عیسی ثمری، بهزاد رسول زاده، آذر نصیرزاده

چکیده نظام آموزش فنی و حرفه ای نیازمند بهره مندی از رویکرد های نوین فنآوری آموزشی در ابعاد مختلف مفهومی آن به صورت منطقی و هوشمندانه است. پژوهش حاضر به بررسی چگونگی موفقیت و اثر بخشی فرایند یاددهی ویادگیری در آموزشگاه های فنی و حرفه ای پرداخته است. روش تحقیق ، روش نیمه تجربی و مشاهده بوده و نمونه آماری آن شامل 144 نفر از مربیان می باشند که به دو گروه کنترل و آزمایش با روش نمونه گیری تصادفی ساده تقسیم شده اند.برای اجرای طرح در آغاز به مربیان گروه آزمایش طرح ویژه آموزشی با محتوا و مولفه هایی مانند کاربرد و نحوة طراحی منظم آموزشی ، بهره گیری از روشهای فعال تدریس ، بکارگیری مواد و وسایل آموزشی ،نشستها و جلسات توجیهی و آموزشی لازم و مورد نیاز ترتیب داده شد و مربیان این طرح و روش را در فرآیند آموزشی خود مورد استفاده قراردادند .بعد از پایان دوره میزان یادگیری فراگیران دو گروه آزمایش و کنترل بررسی و مقایسه گردیده و با روش های آماری میانگین ،آزمون tبرای دو گروه مستقل و غیره تحلیل شد. نتایج مطالعه ،نشان می دهد که میانگین یادگیری فراگیران گروه آزمایش به جهت استفاده مربیان آموزشی آنها از مولفه های مربوط به فنآوری آموزشی اشاره شده در فوق متناسب با شرایط و محتوای آموزش ها به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل بوده و استفاده صحیح و مناسب این فرآیندها موجب بهبود فرآیند یاددهی و یادگیری فراگیران شرکت کننده در آموزش های فنی و حرفه ای می گردد.

تأثیر بازی رایانه‌ای آموزشی مبتنی بر الگوی محیط یادگیری مؤثر بر انگیزش و یادگیری دانش‌آموزان

دوره 1، شماره 1، زمستان 1393، صفحه 21-37

https://doi.org/10.22054/jti.2014.223

اسماعیل زارعی زوارکی، زینب گرزین

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بازی رایانه‌ای آموزشی تولیدشده مبتنی بر الگوی محیط یادگیری مؤثر بر انگیزش و یادگیری دانش‌آموزان است. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان دختر رشته طراحی معماری هنرستان‌های شهر قائم‌شهر در سال تحصیلی 93-1392 تشکیل داده است. نمونه موردمطالعه به‌صورت هدفمند از مدارسی که دارای این رشته تحصیلی بودند به تعداد 50 نفر انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرارگرفته است. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بوده است. پس از طراحی بازی آرشیتکت، ابتدا پیش‌آزمون‌های انگیزش و یادگیری بر هر دو گروه اجرا شد، سپس محتوای معمول تدریس در هر دو گروه انجام‌شده و گروه آزمایش طی دو جلسه بازی آموزشی را نیز انجام دادند و مصاحبه‌هایی با تعدادی از آن‌ها انجام گرفت. در پایان، پس‌آزمون‌های انگیزش و یادگیری از هر دو گروه به عمل آمد. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامه‌های انگیزش کلر و آزمون یادگیری محقق ساخته بود. نتایج حاصل از تجزیه‌وتحلیل داده‌های کمی به روش آنکوا نشان‌دهنده تأثیر مثبت بازی بر انگیزش و یادگیری دانش آموزان و تحلیل تفسیری داده‌های کیفی حاصل از مصاحبه‌ها، نشان‌دهنده علاقه و رضایت اکثریت دانش آموزان از انجام بازی در محیط‌های یادگیری‌شان بود.

مدل‌سازی دانش کاربر به ‌منظور یادگیری تطبیقی در محیط یادگیری الکترونیکی

دوره 1، شماره 1، زمستان 1393، صفحه 111-136

https://doi.org/10.22054/jti.2014.227

ایوب درگی، حسن رشیدی

چکیده در سال‌های اخیر از روش‌های داده‌کاوی به‌طور گسترده درزمینه‌ی یادگیری الکترونیکی استفاده‌شده است. درواقع محققین مختلف با استفاده از روش‌های داده‌کاوی سعی در شناخت هر چه بیشتر یادگیرندگان و درنتیجه ایجاد یادگیری تطبیقی داشته‌اند. در تحقیقات از ویژگی‌ها، عملکرد، سبک یادگیری و سبک‌شناختی یادگیرندگان استفاده‌شده است. این مقاله به شناسایی سطح دانش یادگیرندگان و مدل‌سازی آن‌ها به‌منظور شخصی‌سازی آموزش ارائه‌شده، می‌پردازد. به‌منظور ایجاد مدل پیشنهادی از شبکه عصبی تابع پایه شعاعی بهبودیافته استفاده‌شده و برای ارتقاء این شبکه از یک رویکرد آموزش سه مرحله‌ای بهره‌گیری شده است. این رویکرد در مرحله اول از الگوریتم بهینه‌سازی گروه ذرات، در مرحله دوم الگوریتم نزدیک‌ترین K همسایه و در فاز سوم الگوریتم تندترین کاهش را به کار گرفته است. در ادامه‌ی مقاله به بررسی مشخصه‌های یادگیرندگان پرداخته و چهار مشخصه مناسب به‌منظور پیش‌بینی متغیر کلاس جهت تعیین سطح دانش یادگیرندگان، ایجادشده است. جهت ارزیابی مدل ارائه‌شده، یک دوره‌ی مجازی آموزش مایکروسافت اکسل مورد آزمایش قرارگرفته است. یادگیرندگان دوره‌ی موردنظر در سه گروه آزمایشی قرار گرفتند. یکی از گروه‌ها از مدل پیشنهادی استفاده کرده و دو گروه دیگر از یادگیرندگان از ارائه دروس متوسط و الگوریتمی موجود از ادبیات تحقیق بهره ‌بردند. نتایج حاصل از آزمایش‌ها، موفقیت و رضایت تحصیلی یادگیرندگان گروه مربوط به مدل پیشنهادی را نشان می‌دهد.

اثربخشی برنامه پرورش خلاقیت به شیوه فعالیت‌های گروهی بازی محور بر مؤلفه‌های خلاقیت کودکان پیش‌دبستانی

دوره 1، شماره 1، زمستان 1393، صفحه 61-83

https://doi.org/10.22054/jti.2014.225

مریم سادات کیافر، سید محسن اصغری نکاح

چکیده پرورش خلاقیت کودکان همواره یکی از اهداف بنیادی در حوزه تعلیم و تربیت کودکان است، ازآنجاکه مبانی نظری و تجربی در حیطه خلاقیت مؤید قابل پرورش بودن خلاقیت است، لذا پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه پرورش خلاقیت از طریق فعالیت‌های گروهی برافزایش خلاقیت کودکان پیش‌دبستانی انجام‌گرفته است. این پژوهش شبه آزمایشی با پیش‌آزمون- پس‌آزمون و گروه کنترل است. جامعه پژوهش عبارت است از کلیه کودکان پیش‌دبستانی تحت نظارت سازمان بهزیستی در سال تحصیلی 93- 92. نمونه پژوهش شامل 44 کودک پیش‌دبستانی بودند که به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و دو گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 12 جلسه یک‌ساعته مداخلات مربوط با مبانی نظری خلاقیت را دریافت نمودند. ابزار پژوهش فرم B تصویری تورنس بود. به‌منظور تحلیل داده‌ها روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه‌وتحلیل قرار به کار رفت. نتایج نشان داد که برنامه پرورش خلاقیت می‌تواند به‌طور معناداری باعث ارتقاء خلاقیت و مؤلفه‌های آن در کودکان گردد. تفاوت برنامه پرورش خلاقیت برحسب جنسیت در نمره کلی خلاقیت معنادار نبود به عبارتی تأثیر افزایشی برنامه روی دختران و پسران در نمره کلی خلاقیت یکسان بود اما در مؤلفه‌های اصالت و بسط، تفاوت برحسب جنسیت معنادار بود و دختران عملکرد بالاتری نسبت به پسران داشتند؛ بنابراین با توجه به اثربخشی برنامه ضروری به نظر می‌رسد که چنین برنامه‌هایی به‌منظور ارتقاء رشد شناختی و خلاقیت در سطح کلان در مراکز پیش‌دبستانی اجرا شود.

بررسی میزان استفاده از تکنولوژی های نوین آموزشی وارتباط آن با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

دوره 2، شماره 5، زمستان 1394، صفحه 81-106

https://doi.org/10.22054/jti.2016.6956

محمود نجفی، حمید رضا مقامی، جواد حسینی، نصرت جعفری

چکیده هدف اساسی پژوهش حاضر، بررسی میزان استفاده از تکنولوژی‌های نوین آموزشی و ارتباط آن با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مدارس استان سمنان و ارائه راهکارهای مناسب بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. بدین منظور نمونه‌ای شامل 600 نفر دانش‌آموز، 300 نفر معلم، 200 نفر مدیر از مدارس استان سمنان با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند و پرسشنامه‌های وضعیت استفاده از فناوری‌های نوین آموزشی، زیرساخت‌ها، موانع استفاده از تکنولوژی‌های نوین آموزشی روی آن‌ها اجرا گردید. داده‌ها با استفاده از شاخص‌های توصیفی و آزمون خی دو مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که میزان برخورداری و استفاده از تکنولوژی‌های نوین آموزشی در دانش­آموزان استان سمنان در حد متوسط می‌باشد. همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مهم‌ترین مانع استفاده از فناوری‌های نوین آموزشی از دیدگاه معلمان و مدیران مانع اقتصادی است. پس‌ازآن مهم‌ترین موانع به ترتیب عبارت بودند از موانع راهبردی، آموزشی، فنی، حقوقی و فرهنگی. همچنین بین استفاده از فناوری‌های نوین آموزشی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد. درمجموع نتایج حاکی از وضعیت مطلوب و متوسط استفاده از فناوری‌های نوین آموزشی ازنظر دانش آموزان و نیاز به برنامه‌ریزی در جهت حل مشکلات اقتصادی و رفع موانع آموزشی بود.

آزمون مدل راهبردهای یادگیری خودتنظیم در درس ریاضی بر اساس عوامل انگیزشی و واسطه‏گری هیجان‏های تحصیلی

دوره 1، شماره 1، زمستان 1393، صفحه 85-109

https://doi.org/10.22054/jti.2014.226

شهرام واحدی، سعید قره‌آغاجی

چکیده این پژوهش باهدف بررسی الگوی مفروض راهبردهای یادگیری خودتنظیم در درس ریاضی بر اساس عوامل انگیزشی و واسطه‏گری هیجان‏های تحصیلی انجام شد. برای آزمون این الگو تعداد 395 نفر از دانش‌آموزان پسر نواحی پنج‌گانه تبریز به ‌روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند و پرسشنامه یادگیری خودتنظیم و هیجان‌های پیشرفت را تکمیل نمودند. داده‌ها با استفاده از روش آماری تحلیل مسیر بررسی شدند. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان می‌دهد که ارزش تکلیف با راهبردهای مبتنی بر یادگیری عمیق و سطحی ارتباط معنی‌داری دارد. رابطه‌ی خودکارآمدی با راهبردهای یادگیری عمیق و سطحی، معنی‌دار و مثبت است. ارزش تکلیف و خودکارآمدی رابطه‌ی مثبت و معنی‌داری با هیجان‌های مثبت و رابطه‌ی منفی و معنی‌داری با هیجان‌های منفی دارند. یافته‌ها حاکی از آن هستند که هیجان‌های منفی رابطه‌ی معنی‌داری با راهبردهای یادگیری عمیق ندارند؛‌ ولی رابطه‌ی معنی‌داری بین هیجان‌های منفی و یادگیری سطحی مشاهده می‌شود. درنهایت نتایج پژوهش نشان می‌دهد که هیجان‌های مثبت با گرایش فراگیران به استفاده از راهبردهای یادگیری عمیق و سطحی مرتبط هستند

ابر واژگان